علامه طباطبائى و ماهيت و اقسام اراده و كلام
لمعنيىّ أقول : فيه إرجاع تحليلى لمعنيىّ . . . الذى سيأتى إن شاء اللّه .
( علامه طباطبائى مىفرمايد : ) من معتقدم : در آن بحث ، ارجاع تحليلى براى دو معناى اراده و كلام ، به وجهى از وجوه ، به علم و قدرت وجود دارد ، پس ضرورتى به جداكردن اراده و كلام از علم و قدرت ، ( ما را ) فرانمىخواند . ( دليلى ندارد كه اراده و كلام را ، دو صفت جدا از علم و قدرت تلقى كنيم ، بلكه آنها به علم و قدرت برمىگردند ) و آنچه از اراده و كلام ، در كتاب ( عزيز ؛ يعنى قرآن ) و سنت و روايت ، به خداوند متعال نسبت داده شده است ، منظور ( از آن اراده و كلام ) ، صفت فعل است و به معنايى است كه ان شاء اللّه ( بحث آن ) خواهد آمد . ( البته علامه طباطبائى جايى از بدايهء خود را ، بر خلاف نهاية الحكمه ، به صفات فعل ، در ارتباط مستقيم بااراده و كلام ، اختصاص نداده است ، هرچند در مباحث بعدى ، به بحث درمورد فعل از لحاظ مجرد و مادى و احكام و اقسام آن خواهد پرداخت ) .
چند نكته درمورد اراده و كلام حضرت حق :
الف ) اراده مصداقا همان علم است
1 . اينكه علامه ، اراده را به وجهى به علم ارجاع داده است ، از نظر مصداق است ؛ به اين معنا كه ذات خداوند بهگونهاى است كه هم اراده است و هم علم ، نه از نظر مفهوم . به همين دليل ، امام رضا عليه السّلام فرموده است : الابداع و الارادة و المشيئة اسماء ثلاثة معناها واحد « 1 » و اينكه هيچگاه بهجاى « ان شاء اللّه » نمىشود گفت : « ان علم اللّه » « 2 » - چنان كه قبلا گفته آمد - ، تفاوت در مقام فعل است ، چنانكه علامه همين نظر را تأييد فرمودند . « 3 »
هامش
( 1 ) . تاريخ بيهقى ، چ اديب ، ص 299 .
( 2 ) . الاصول من الكافى ، ج 1 ، كتاب التوحيد ، باب الارادة من صفات الفعل و سائر الصفات ، حديث 2 ، ص 109 .
( 3 ) . بداية الحكمه ، مرحله 12 ، فصل 8 ، ص 147 .