تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 709

مساهمون:

ص٧٠٩
و به عبارت ديگر ، ( اراده او همان ) علم او به اين است كه فعلى خير است . ( لذا داعى و انگيزهء او بر ايجاد موجودات ، علم ذاتى اوست ، چون او فاعل بالعناية است ) . لذا آن ( اراده ) ، وجهى از وجوه و قسمى از اقسام علم حضرت حق متعال است ؛ همان‌گونه كه سمع كه به‌معناى علم او به مسموعات و بصر كه به‌معناى علم او به مبصرات است ، ( خداوند سميع و بصير است كه به‌ترتيب به‌معناى اين است كه او از امورى كه شنيده مىشوند و ديده مىشوند آگاه است ؛ فى المثل او به رنگ‌ها و آوازها و . . . علم دارد ) دو وجه از وجوه علم او مىباشند . بنابراين ، ( چنان‌كه علم خداوند عين ذات او است ) ، ارادهء ( او هم كه به‌وجهى همان علم است ) عين ذات اوست . ( باتوجه به كلام امام رضا عليه السّلام كه اراده را همان احداث حضرت حق مىداند « 1 » و كلام امام صادق عليه السّلام كه علم را غير از مشيت معرفى مىكند ، به دليل اين‌كه مردم به‌جاى « ان شاء اللّه « 2 » » ، نمىگويند : « ان علم اللّه » ، چنان‌كه قبلا بيان شد و اين‌كه آن حضرت فرمود : « المشية محدثة « 3 » » ، بايد گفت : منظور آن حضرت از اراده و مشيت و علم ، سه صفت فعلى حضرت حق است كه مرجع‌شان همان اراده و علم و مشيت ذاتى است كه عين هم‌اند و الا در مقام فعل متفاوت‌اند ) .

تعريف كلام و اثبات آن و تكلم ذاتى براى واجب تعالى

و قالوا : الكلام فيما نتعارفه : لفظ . . . متكلّم لوجود ذاته لذاته . و ( فلاسفه ) گفته‌اند : كلامى كه در عرف مىشناسيم ، لفظى است كه بر ( مقصود در ) ما فى الضمير و درون انسان ( ذهن و روح ) دلالت مىكند و كاشف از داخل انسان است ( كلام به‌معناى « اعلام ما فى الضمير « 4 » » است ) ؛ لذا در آن‌جا ( نظام اجتماعى ) ، موجود اعتبارى و قراردادى وجود دارد - كه همان لفظ مورد وضع ، براى معناى
هامش
( 1 ) . شيخ صدوق ، التوحيد ، ص 147 . ( 2 ) . همان ، ص 146 . ( 3 ) . همان ، ص 147 . ( 4 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 3 ، پاورقى علامه .
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 709 | رحمت الله شريفي نجف آبادى