تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
( نه ثبوت عينى ) ، به‌تبع اسما و صفات ( الهى ) دارند كه همان ( ماهيات ثابت علمى ) متعلق علم واجب الوجود تعالى ، قبل از ايجادند . اشكال آن اين است كه قول به اصالت وجود و اعتباريت ماهيت ، هرثبوت معروضى ( اعم از عينى و علمى ) را براى ماهيات ، به‌ويژه قبل از وجود عينى و خاص آن‌ها ( ماهيات ) نفى مىكند .

رأى افلاطون درمورد علم واجب تعالى و اشكال آن

الرابع : ما نسب إلى افلاطن : أنّ . . . كمال وجودىّ ، هذا خلف . 4 . نظريه‌اى كه به افلاطون نسبت داده شده است اين است كه علم تفصيلى خداوند متعال به اشيا ، عبارت است از مفارقات نورى و مثال‌هاى الهى كه كمالات انواع ( مادى ) در آن‌ها جمع است . ( علم تفصيلى خداوند ، همان وجود مفارقات نورى است و موجودات مادى نيز مورد علم مستقيم خداوند قرار نمىگيرند و او تنها به وسيلهء مثل و در مقام فعل به آن‌ها علم دارد ) . اشكال آن اين است كه برفرض ثبوت آن ( مفارقات ) ، تصوير علم تفصيلى به اشيا در مرتبهء خود اشيا ، ( آن هم دربارهء عوالم مجرده ) كافى است ، نه در مرتبه ذات خداوند ( و علم قبل از ايجاد ، در مرتبهء ذات ؛ افزون بر آن‌كه او علم حضرت حق را نسبت به ماديات نيز توضيح نداده است ) ، پس ذات خداوند ، از كمال علمى خالى مىماند ، در حالىكه او وجود صرفى است كه هيچ كمال وجودى از او خالى نيست و اين خلف است .

انديشهء شيخ اشراق و پيروان او دربارهء علم واجب تعالى و اشكال آن

الخامس : ما نسب إلى شيخ الاشراق . . . كما فى القول الرابع . آنچه به شيخ اشراق و جمعى از محققان كه از او تبعيت كردند ، نسبت داده شده