تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
معلول‌ها علم داشته باشد ، يا بايد معلول‌ها قديم باشند يا خداوند حادث باشد كه هر دو محال‌اند ) . اشكال آن اين است كه علم واجب الوجود به معلول در ازل ، مستلزم وجود خاص آن ( معلول محدود و حادث ) در ازل نيست ؛ چنان‌كه آن مطلب را شناختى . ( زيرا طبق اصل وحدت تشكيكى ، موجودات به‌نحو اشرف و برتر و بسيط و اصيل ، نزد واجب الوجود تحقق دارند ، نه به صور خاص و محدود ؛ به عبارت ديگر : واجب تعالى ، همهء مخلوقات را به‌نحو اعلا و اتم در ذات خود واجد است . اصل كمال وجودى موجودات عالم ، بدون آن‌كه محدود به حدود ماهوى و غير آن باشد در ذات حضرت حق ثبوت دارند ) .

نظر معتزله درمورد علم حضرت حق و اشكال آن

الثانى : ما نسب إلى المعتزلة : . . . بطلان القول بثبوت المعدومات . 2 . آنچه به معتزله نسبت داده شده است اين‌كه ماهيات ، ثبوت عينى در عدم دارند ( ماهيات ممكن و معدوم ، در خارج ثبوت دارند ، نه وجود ) و آن‌ها مورد تعلق علم خداوند ، قبل از ايجاد هستند . اشكال آن اين است كه بطلان قول و نظريهء ثبوت معدومات گذشت « 1 » . ( زيرا در مرحلهء اول ، فصل نهم گذشت كه وجود ، مساوق ثبوت و عدم ، مساوق منفى است ؛ لذا وقتى چيزى موجود نيست ، ديگر و هيچ زمان ، آن ، هيچ چيزى نيست ، نه اين‌كه ثابت باشد . علاوه بر آن‌كه ماهيات اعتبارىاند ) .

نظر صوفيه درمورد علم حق‌تعالى و اشكال آن

الثالث : ما نسب إلى الصوفيّة : أنّ . . . وجودها العينى الخاص بها . 3 . آنچه به صوفيه نسبت داده شده است اين است كه ماهيات ممكنه ، ثبوت علمى
هامش
( 1 ) . ملاصدرا ، المبدأ و المعاد ، ص 68 .