تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 676

مساهمون:

ص٦٧٦

حقيقت سمع و بصر و خبر و . . . ، علم است

تتمة : و لمّا كانت حقيقة السمع . . . بصير ، كما أنّه عليم خبير . تتمه و دنبالهء بحث : وقتى حقيقت سمع و بصر ، عبارت از علم به مسموعات و شنيده شده‌ها و مبصرات و ديده شده‌ها باشد « 1 » ، از مطلق علم مىباشند ( و از اين جهت ) آن‌دو ، درمورد خداوند تعالى ثابت ( و صحيح ) است ، پس واجب الوجود تعالى ، سميع و بصير است ، چنان‌كه عليم و خبير است . ( نه اين‌كه خداوند مثل ما گوش و چشم داشته باشد . اين است كه در اين‌باره مىتوان گفت : « خذ الغايات و اترك المبادى ؛ نتيجه و غايت را بگير و مبادى را ترك كن » ، لذا منظور از سميع و بصير ، نتيجهء آن‌هاست كه نوعى علم مىباشند ، نه مبدأ آن‌ها كه گوش و چشم است ) .

نقل و بررسى آراى ده‌گانه درمورد علم واجب تعالى به ذاتش و غيرش

تنبيه و اشارة : للناس فى علمه . . . نشير إلى ما هو المعروف منها : تنبيه و اشاره ( و يادآورى و اشارهء اجمالى به مسائلى ) : براى مردم ( حكما ، متكلمان و عرفا ) درمورد علم خداوند متعال ، اقوال مختلفى و مسالك پراكندهء ديگرى وجود دارد كه به آنچه از آن‌ها معروف است ، اشاره مىكنيم :

واجب تعالى علم به‌ذاتش دارد ، نه به معلولاتش و اشكال آن

أحدها : أنّ لذاته تعالى علما . . . بوجوده الخاص به ، كما عرفت . 1 . براى ذات واجب الوجود تعالى علم به خودش ، نه علم به معلولاتش ، تحقق دارد ، زيرا خداوند ازلى است و معلولات ، تنها حادث است . ( لذا اگر خداوند به
هامش
( 1 ) . ملاصدرا ، المبدأ و المعاد ، طبع قديم ، ص 105 .