است كه حدى او را محدود نمىكند و هيچ وجود و كمال وجودى از او خالى نيست ، پس آنچه از وجود يا كمال وجودى در تفاصيل و جزئيات خلقت ، با نظام وجودى آفرينش تحقق دارد ، نزد او ( خداوند ) بهنحو اعلى و اشرف ، بدون اينكه بعضى از بعضى ديگر متمايز باشند ، موجود است ؛ بنابراين ، آن ( امور وجودى يا كمال وجودى ) نزد او بهنحو علم اجمالى ( بهمعناى بساطت و وحدت ، نه بهصورت امور متمايز و كثير ) و در عين كشف تفصيلى ( و كاملا متمايز ) ، معلوم و مورد آگاهى ( حضرت حق ) است .
موجودات ، علم فعلى واجب تعالى
ثمّ إنّ الموجودات ، بما هى . . . و الماديّة منها بصورها المجرّدة .
سپس موجودات ، بهسبب اينكه معلول خداوند و قائم الذات به او ، مثل قيام ( وجود ) رابط به ( وجود ) مستقل ، هستند ، وجودهاى آنها ، نزد حضرت حق حاضرند . پس آنها تماما ، در هرمرتبهاى كه قرار دارند ، به علم حضورى معلوم اويند : مجردات مستقيما و موجودات مادى ، ( غيرمستقيم و ) بهوسيله صور مجردشان ( و به كمك عالم ملكوت ، معلوم به علم حضورى اويند ) .
سه نحوهء علم واجب الوجود
فقد تحقّق : أنّ للواجب تعالى علما . . . يستوجب العلم بما عندها من العلم .
پس ( از اين مطالب سه نحو علم ) ثابت شد : 1 . براى واجب تعالى ، علم حضورى نسبت به ذات خود وجود دارد .
2 . علم حضورى تفصيلى به اشيا ، در مرتبه ذات واجب الوجود ، قبل از ايجاد آنها كه عين ذات اوست ، تحقق دارد . ( « و هو المسمى بالعلم قبل الايجاد « 1 » » خداوند تفصيلا و
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 12 ، فصل 11 ، ص 289 .