اضافى دانست ؛ چنانكه علامه به اولى نظر دارد و شيخ اشراق و گاهى ملاصدرا به دومى . « 1 »
دليل عينيت صفات با ذات واجب الوجود
اينكه صفات حقيقيه ذاتيه ، عين وجود حضرت حق مىباشند ، مورد اعتقاد حكما و فلاسفه شيعه است كه دلايلى هم دارند كه عبارتاند از : 1 . طبق بيان متن علامه كه « معطى الشىء لا يكون فاقده » .
2 . اگر خداوند از صفات كمالى ، مثل علم ، خالى باشد دو حالت دارد : يا از صفات مقابل نيز مثل جهل خالى است ، پس او داراى ماهيت است ؛ چه ماهيت فقط ماهيت است و از وجود و عدم و جهل و علم و . . . خالى است ، درحالىكه ثابت شد خداوند ماهيت ندارد ، يا اينكه از مقابلات خالى نيست ، لذا تنها از صفات كمالى خالى است ؛ درنتيجه ، صفات مذكور را مثل علم ، از غير بهدست آورده است ، درحالىكه غيرى وجود ندارد .
3 . اگر آن اوصاف مثل علم ، از خارج از ذات او باشند ، پس او قابل آنهاست و از طرفى ، غيرى نيز وجود ندارد ، لذا او فاعل آنهاست و اين اجتماع فاعل و قابل است كه براى وجود صرف و خالص محال است و ملا هادى سبزوارى ، دليل دوم و سوم را يكجا بهصورت نظم درآورده است :
اذ ذاته مطابق للحمل * وجهة القبول غير الفعلى « 2 »
چه بيان زيبايى از حكيم ابو نصر فارابى نقل شده است كه فرمود : « وجود كله ، وجوب كله ، علم كله ، قدرة كله ، كمال كله ، حياة كله » « 3 » . خداوند تماما و عينا ، وجود است ، به عبارت
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . شرح المنظومه ، ص 159 .
( 3 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 121 .