اضافهء اشراقيه ، از اين لحاظ تا غير براى ذات او لحاظ نشود ، آنها مفهوم ندارند كه همه تحت صفت قيوميت جمع مىشوند . « 1 »
البته بعضى ، مثل شيخ اشراق بهجاى قيوميت ، به مبدأيت قائل شدهاند ، لذا آنها يك سلسله مفاهيم اضافىاند كه عقل از مقايسه خاصى ميان وجوب واجب تعالى و وجود مخلوقاتش انتزاع مىكند .
توجه به اين مطلب ضرورى است كه صفات فعلى و اضافى ، مثل خالق و رازق در مقابل صفات ذاتى است ، ولى صفات اضافى و اعتبارى مانند عالميت و قادريت در مقابل صفات حقيقيه است و اين صفات مانند آن صفات اضافى زايد برذات متعاليه هستند و هردو به يك منشأ ذاتى منتهى مىشوند ، ولى اينها اعتبارىاند و آنها منتزع از مقام فعل مىباشند . بنابراين ، رازقيت ، يك نسبت و مصدر جعلى است ، ولى رازق ، ذاتى است كه داراى صفت رزق است .
ملاصدرا درمورد صفات اضافيه مىفرمايد : اينكه صفات اضافيه ، زايد برذات خداوند مىباشند ، اخلالى به وحدانيتش وارد نمىآورند . پس علوّ و مجد خداوند ، بهنفس اين صفات اضافى نيست كه متأخر از او و ناشى از چيزهايى مثل مبادى مىباشند كه بهوسيلهء آن مبادى ، آن صفات اضافيه به او اضافه شدهاند . همانا عظمت خداوند به مبادى آن صفات مذكور است كه عين ذات او هستند . ذات او بالذات بهگونهاى است كه از او اين صفات ناشى و برانگيخته مىشود . . . پس مبدأيت خدا عينا همان رازقيت اوست و رازقيت او عينا همان مبدأيت اوست و آندو ، عينا جود و كرم اويند و بالعكس . همچنين است درمورد عفو و مغفرت و رضا و . . . « 2 » .
البته ، بايد توجه داشت كه مىتوان قيوميت يا مبدأيّت را مبناى صفات فعلى و
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 12 ، فصل 10 ، ص 287 .
( 2 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 120 - 121 .