تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 652

مساهمون:

ص٦٥٢
براى قتل هم كمال آن است و انفعال و پذيرش گردن مقتول از ضربهء ( شمشير ) ، كمال بدن است . پس براى شر بودن ، عنوانى باقى نمىماند ، جز بطلان حيات مقتول به‌وسيلهء قتل و آن ، امر عدمى است ( كه نياز به علت ندارد ) و ساير موارد ( شرور ) ، بر همين قياس و قاعده است . ( البته هرخيرى ، مساوى و مساوق با وجود است ، ولى شر اخص از عدم است . يعنى هرشرى ، عدم ملكه از موضوع قابل و لايق خير است ، لذا ميان خير و شر تقابل ملكه و عدم ملكه است . در اين مورد حاجى چه خوب سروده است :
و الشر اعدام فكم قد ضلّ من * يقول باليزدان ثم الاهرمن ) « 1 »

ارسطو و ابطال اعتقاد ثنويه

و عن أرسطو : أنّ الاقسام خمسة : . . . الخير الكثير الذى يلزمه . و از ارسطو ( براى دفع استدلال ثنويه نقل شده ) است : اقسام ( به‌نحو حصر عقلى ، نه استقرايى ، از جهت خير و شر ) پنج قسم مىباشند : 1 . چيزى و حقيقتى كه خير محض است ؛ 2 . چيزىكه خيرش كثير و شرش ، كم و قليل است ؛ 3 . چيزىكه خير و شرش ، مساوى است ؛ 4 . چيزىكه شرش كثير و خيرش كم است ؛ 5 . چيزىكه شر محض است . و اولين قسم ( خير محض ) ، موجود است ، مانند عقول مجرده كه جز خير چيزى ندارند و هم‌چنين دومين قسم هم موجود است . مانند ساير موجودات مادى كه در آن‌ها خير كثير ، در نظر كلى وجود دارد ؛ ( هرچند در نظر جزئى ممكن است شىء مادى مزاحم شىء مادى ديگر بشود كه شر به‌حساب بيايد ؛ اما عالم طبيعت در كل ، خيرش بيشتر است . به‌قول ملا هادى سبزوارى :
ما ليس موزونا لبعض من نغم * ففى النظام الكل كلّ منتظم « 2 » )
هامش
( 1 ) . شرح المنظومه ، ص 155 . ( 2 ) . همان ، ص 128 .
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 652 | رحمت الله شريفي نجف آبادى