( علامه طباطبائى در اين خصوص بهترتيب ، دو دليل امكان ماهوى و امكان فقرى را ارائه داده است : )
1 . هرموجودى غير از ذات واجب الوجود تعالى ، ممكن الوجود بالذات است ، زيرا وجوب بالذات ، تنها منحصر در خداوند متعال است و براى هرممكنى ، ماهيتى است كه آن ( ماهيت ) نسبت به وجود و عدم ، مساوى است و آن ( ماهيت ) ، امرى است كه در وجودش ، به علت احتياج دارد كه بهوسيلهء آن ( علت ) ، وجود آن ماهيت واجب گرديده ، موجود مىشود و اگر علت ( مذكور ) ، واجب الوجود بالذات باشد ، پس مطلوب حاصل است ، ( زيرا همه ممكنات به او منتهى مىشوند و او مفيض آنهاست ) و اگر آن ( علت ) ، واجب الوجود بالغير است ، به واجب الوجود بالذات منتهى مىشود . بنابراين ، واجب الوجود بالذات ، تنها حقيقتى است كه از او ، هرذو وجودى از ماهيات ، فيض و بهره مىگيرند .
دليل دوم : امكان فقرى
و من طريق آخر : ما سواه تعالى . . . الوجود ، تعالى و تقدّس .
2 . از راه ديگر ، ماسواى واجب الوجود تعالى و تقدّس ، موجوداتى امكانى مىباشند كه ذاتا فقيرند و در حدود و ذواتشان ، وابستهاند . ( وابستگى ، در حد ذات و ذاتى آنهاست ؛ يعنى هويت تعلقى دارند ) ، پس آنها وجودهاى رابط مىباشند .
( وجود رابط ، مثل حروف و « است » در قضايا و موجودات امكانى است كه فى غيره و لغيره و بغيره است و وجود عرض ، موجود رابطى است كه فى نفسه و لغيره و بغيره است و جوهر ، وجود فى نفسه و لنفسه و بغيره است ، و اما واجب الوجود فى نفسه و لنفسه و بنفسه است ) « 1 » كه ( هيچ ) استقلالى ، نه در حدوث و نه در بقا ، ندارند . ( تا آنها علل محدثه و مبقيه نداشته باشند ، موجود و باقى نمىشوند ) و تنها متقوم ( و متكى ) به
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 2 ، ص 28 - 32 .