است « 1 » ، ولى بهنظر مىرسد كه حمل وجوب بر آندو مبدأ ، خارج محمول نباشد و الّا چگونه دو ذات كاملا متفاوت ، معروض وجوب بشوند .
ملاصدرا در اين خصوص مىفرمايد : پس در اين صورت اگر در وجود ، دو واجب الوجود بالذات باشند ، وجود انتزاعى ، مشترك ميان آندو است ، چنانكه خصم آن را مسلّم مىداند و مابهازاى آن ، كه وجود حقيقى و مبدأ انتزاع موجوديت مصدريه ( و ذهنى و مفهومى ) است ، همچنين به وجهى مشترك است . ( طبق اصل اصالت وجود ) بنابراين ، بهناچار بايد هريك از آندو از ديگرى ، بهحسب اصل ذات ، متمايز باشد تا دو خدا تحقق يابد ، زيرا وقتى جهت اتفاق ميان دوچيز ( وجود مطلق يا وجوب ) ذاتى باشد ، بهناچار جهت امتياز و تعين هم بايد ذاتى باشد ، لذا ذات هريك از آندو ، از ما به الاشتراك و ما به الامتياز مركب مىشود كه تركيب با وجوب سازگارى ندارد « 2 » ؛
بنابراين ، برمبناى اصل اصالت وجود ، ذات واجب الوجود غير از وجود خاص آن ، ماهيت ندارد . به اين ترتيب ، اشكال ابن كمّونه لزوم تركيب در ذات واجب الوجود را بهدنبال مىآورد و برمبناى ماهيت داشتن دو واجب الوجود ، اشكال او ، محاليت انتزاع مفهوم واحد از مصاديق كاملا متمايز است كه محال است .
فصل سوم : افاضه كنندهء هستى و كمال وجودى به ممكنات ، تنها واجب تعالى است
دليل اول
الفصل الثالث : في ان الواجب تعالى . . . وجود من الماهيّات .
فصل سوم : واجب الوجود ، تعالى مبدأ مفيض هروجود و كمال وجودى است .
هامش
( 1 ) . شرح المنظومه ، ص 149 .
( 2 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 60 .