باز آن حضرت در اين باب چنين مىفرمايد : فسبحانك ملأت كلّ شىء و باينت كل شىء فانت الذى لا يفقدك شىء و انت الفعال لما تشاء ، تبارك يا من كل مدرك من خلقه و كل محدود من صنعه . . . و لا نعرفك الا بانفرادك بالوحدانية و القدرة « 1 » ؛ به اين ترتيب تو از هر نقصى پاكى . همه چيز را پركردهاى و در عين حال از هرچيز جدايى . تو كسى هستى كه هيچ چيز فاقد كمالى از تو نيست ( تمام عالم مظهر توست ) . تو هرچه بخواهى انجام مىدهى . تو پاك و منزهى ، اى كسىكه هرچه درك و يافت شود از آفريده تو است و هرمحدودى ، مصنوع تو است . . . و از تو شناختى جز فردانيت و قدرت نداريم .
انواع تمايز و اثبات توحيد
اگر دو واجب الوجود موجود باشند يا تمايز به تمام ذات دارند ، مثل تمايز در كم و كيف ، كه اين همان است كه در شبهه ابن كمونه بود و مردود اعلام شد ؛ يا تمايز به بعض ذات است ، مثل تمايز انسان و اسب ، كه در اين صورت هرواجب الوجودى مركب از ما به الاشتراك و ما به الاختصاص است كه تركيب لازم مىآيد و مركب ، نيازمند به اجزا دارد ؛ يا تمايز به عوارض خارج از ذات است ، مانند افراد يك نوع كه لازمهء اين آن است كه هرفردى از واجب الوجودها ، در تعيّن وجودى خود به امرى خارج از ذات خود نياز دارند ، مثل افراد انسان كه با كم و كيف ، زمان و مكان و . . .
خاصى ، تعدد پيدا كردهاند كه اين با وجوب وجود سازش ندارد ؛
يا تمايز به كمال و نقص است كه اگر يكى در نهايت كمال باشد ، واجب الوجود است و ديگرى معلول ، و الا چنانچه هركدام كمال و نقص نسبى ، در مقايسه باهم داشته باشند ، بايد تحديدكنندهاى از خارج ، آنها را محدود كند . « 2 » ( اذ القصور معناه غير معنى الوجود لأن القصور عدمى و الشىء لا يستلزم عدمه بخلاف الكمال فان كمال الشىء
هامش
( 1 ) . على بن المسعودى ، اثبات الوصية للامام على عليه السّلام ، قم ، ص 107 .
( 2 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 60 - 61 .