تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
كه آن علت است و إلا از ناحيهء ذات ترجيح پيدا كرده است ؛ ازاين‌رو واجب الوجود است ، درحالىكه ممكن الوجود فرض شده است و اين خلف است و علتش يا مثل خودش ممكن است يا واجب ، و بنابر قسم دوم ، مطلوب حاصل است و بنابر قسم اول ، نقل كلام به علت آن مىكنيم و همين‌طور . پس يا دور است يا تسلسل ، كه اين‌دو محال‌اند يا منتهى به واجب الوجود بالذات مىشود ، كه مطلوب حاصل است . « 1 » ملاصدرا در اين مورد فرموده است : « اسدّ البراهين و اشرفها اليه ، هو الذى لا يكون الوسط فى البرهان غيرها بالحقيقة ، فيكون الطريق الى المقصود هو عين المقصود ؛ « 2 » محكم‌ترين دلايل و شريف‌ترين آن‌ها به‌سوى خدا ، آن است كه حد وسط در برهان خدا باشد ، پس طريق مقصود ، عين مقصود است ، ( و آن راه صديقين است كه بر خدا ، به‌وسيلهء خدا استشهاد مىشود » ) و در ادامه مىفرمايد : از ذات او به صفات و از صفات ، به افعالش پىبرده مىشود . وى باز در ادامه مىفرمايد : غير از اين‌ها ( ؛ يعنى متكلمان و طبيعيين و غير آن‌ها ، مثل شمس الدين محمد خفرى ) از طريق غير خدا ، مثل امكان ماهوى و حدوث زمانى مخلوقات به خداوند و صفات او مىرسند ، لكن برهان صديقين احكم و اشرف است . « 3 » البته ، ملاصدرا از طريق دور و تسلسل هم براى اثبات حضرت إله استفاده كرده است و آن اين‌كه ماسواى حقيقت وجود ، فرع وجود است كه بايد به اصل وجود منتهى شود و الا دور و تسلسل لازم مىآيد « 4 » ؛ كه در توجيه سخن وى مىتوان گفت : يا مماشاة للقوم بوده است ؛ يعنى همراهى با مشائين كه اين همان مجادله است ، يا اين‌كه وى خواسته است راه ديگرى هم ارائه بدهد كه در اين صورت ، خلاف سخن خود
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 12 ، فصل 2 ، ص 270 . ( 2 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 13 - 14 . ( 3 ) . همان ، ص 14 و لاهيجى ، شرح رسالة المشاعر ، ص 372 - 374 . ( 4 ) . لاهيجى ، همان ، ص 201 - 209 .