است ، لذا براى وجود يا عدم خود ، نياز به علت خارج از ذات خود دارد ، پس ماهيات ، امكانى هستند و بعضى از آنها ، موجود مىباشند و الا كسىكه اينرا انكار مىكند ، سوفسطايى است ) ، لذا آنها واجب الوجودند ، زيرا وجود شىء تا واجب نشود ، موجود نمىگردد . ( الشىء ما لم يجب لم يوجد ) .
و وجوب آنها بالغير است ، زيرا اگر وجوب بالذات بود ، به علتى احتياج نداشتند .
( درحالىكه موجودات ممكن ، به علت نياز دارند ) و علتى كه بهوسيلهء آن ، وجود ماهيات ممكن ، واجب مىشود ، هم موجود است و هم واجب الوجود ، كه وجوب آن يا ذاتى است ( كه مطلوب حاصل است ) يا غيرى كه بهدليل محاليت دور و تسلسل ، به واجب الوجود بالذات منتهى مىشود . ( پس درهرحال ، خدا ثابت مىگردد ) .
ارزش علم الهيات
ملاصدرا در اين خصوص مىفرمايد : سپس بدانكه اين قسم از حكمت ( يعنى خداشناسى ) كه قصد داريم شروع كنيم ، افضل اجزا و اقسام فلسفه است و آن ، ايمان حقيقى ( ملا هادى سبزوارى مىفرمايد : ايمان حقيقى ، همان تصديق يقينى است كه در ايقان به خدا ، ايقان به صفات او و در ايقان به ملائكهء او ، ايقان به عقول طوليه و عرضيه و در ايقان به كتابهايش ، ايقان به نفوس كليه و منطبعه ( نفوس كرات ) و در ايقان به فرستادگانش ، ايقان به عقول صعودكنندهء - انسانى - و ايقان به معاد ، داخل مىشود . ) « 1 » به خداوند و آيات و نشانههاى او و روز قيامت است .
كه در گفتار خود :
وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ
« 2 » و ( باز ) در قولش
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالًا بَعِيداً
« 3 »
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 6 ، ص 7 - 8 ، پاورقى سبزوارى .
( 2 ) . بقره ، آيه 285 .
( 3 ) . نساء ، آيه 136 .