تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 619

مساهمون:

ص٦١٩
مترتب بر آن‌ها در نشئت ماده ( مانند جرم و ماده ) با آن‌ها باشد ( خيال مىكنيم مفاهيم كلى ماهيات اشياى خارجى است ) ؛ درنتيجه آن ( صور علمى ) ، وجودهاى ذهنى براى اشياى ( خارجى ) شدند كه آثار خارجى آن‌ها بر آن ( صور ) ، مترتب نيست . ( انسان تا دارد چيزى را مىبيند آن علم احساسى است و وقتى صور و ماهيات آن‌ها را با وضع ، رنگ و مقدار ، بدون ماده ، در عالم خيال گذاشت ، علم خيالى مىشوند و وقتى ماهيات بدون ماده ، وضع ، مقدار ، رنگ و . . . تصور شوند ، كلى مىگردند كه اين در نظر بدوى صحيح است ، ولى در ديد عمقى ، همان است كه علامه فرموده‌اند كه علم احساسى ، در حال اتصال قوا به عالم طبيعت است ، ولى يافت و درك آن ، از عالم مجردات است و علم جزئى خيالى به‌واسطهء اتصال نفس به ملكوت است و علم كلى به‌سبب اتحاد آن با عالم عقل مفارق از ماده است ) .

علم حصولى ، در حقيقت علم حضورى است

فقد تبيّن بهذا البيان : أنّ العلوم الحصوليّة فى الحقيقة علوم حضوريّة . بنابراين ، با اين بيان روشن شد كه در حقيقت ، علوم حصولى همان علوم حضورىاند . ( دو احتمال در تفسير اين بخش از كلام مؤلف رحمه اللّه وجود دارد : 1 . علم حصولى ، عبارت است از حصول صورت مجردات مثالى و يا عقلى كه ما آن‌ها را با علم حضورى مشاهده مىكنيم . 2 . آنچه در نظر بدوى علوم حصولى و كاشف از معلومات بالعرض به‌شمار مىآيد ، درواقع و بنابر نظر عميق ، علوم حضورى است كه فقط معلوم بالذات را مىنمايد و كاشفيت آن از ماوراى معلوم بالذات تنها به اعتبار عقل مىباشد . بنابراين ، علم حصولى ، فقط يك اعتبار است كه عقل مضطر به آن مىباشد ) . « 1 »
هامش
( 1 ) . علامه طباطبائى ، بداية الحكمه ، تصحيح و تعليق على شيروانى ، ص 195 ، پاورقى .