نتايج فصل نهم
الف ) مفاهيمى كه بر واجب و ممكن حمل مىشوند اعتبارىاند
و ممّا تقدّم يظهر أوّلا : أنّ . . . الواجب ذا ماهيّة تعالى عن ذلك .
از آنچه گذشت روشن مىشود كه : اولا : آنچه از مفاهيم كه هم بر واجب و هم بر ممكن حمل مىشود ، مانند وجود و حيات از اعتباريات هستند و الا ( اگر از حقايق باشند ) واجب الوجود ، داراى ماهيت مىشود ، درحالىكه او بزرگتر از اين است كه داراى ماهيت باشد ( زيرا او مركب از وجود و ماهيت مىشود كه با وجوب وجود منافات دارد ) .
ب ) آنچه بر بيشتر از يك مقوله حمل مىشود ، اعتبارى است
و ثانيا : أنّ ما كان منها محمولا . . . بجنسين فأزيد ، و هو محال .
ثانيا : بدون شك ، هرچيزى مثل حركت كه بر بيشتر از يك مقوله حمل مىشود ، اعتبارى ( و امر وجودى ) است . ( پس حركت ، خارج از مقولات عشر است ) و گرنه ( چنانچه از مفاهيم ماهوى باشد ) ، مجنس به دو جنس مخالف يا بيشتر مىشود كه اين محال است ، ( زيرا اجناس عاليه بهتمام ذاتشان از هم جدايند و اگر مفهومى مثل حركت واجد دو جنس باشد ، داراى دو امر متناقض است ) .
ج ) مفاهيم اعتبارى حد و تعريف منطقى ندارند
و ثالثا : أنّ المفاهيم . . . تؤخذ فى حدّ ماهيّة من الماهيّات .
ثالثا : مفاهيم اعتبارى ، داراى حد و تعريف نيستند ؛ ( يعنى جنس و فصل ندارد ) و در حد و تعريف ماهيتى از ماهيات اخذ نمىشوند ، ( نه حد دارند و نه حد چيزى قرار مىگيرند ) .