ذهن ، مفاهيم اعتبارى را بهنحوى خاص مىسازد
و هذه المفاهيم إنما يعملها . . . أفرادها ، بحيث تؤخذ فى حدّها .
ذهن اين مفاهيم ( اعتبارى ، مثل مفهوم وجود و عدم و . . . ) را بهنوعى خاص از تعمل و فعاليت مىسازد ، درحالىكه بر مصاديق خودشان واقع ( و منطبق ) هستند ، ولى مانند انطباق و حمل ماهيت بر افرادش ، بهگونهاى نيست كه ماهيت در حد افرادش اخذ شود ، ( مانند مفهوم وجودى كه در ذهن داريم ، حكايت از وجودهاى خارجى مىكند ، اما نه به اين معنا كه ذاتى آنها باشد ، يعنى مفاهيم اعتبارى مصداق دارند ، اما فرد ندارند ، فى المثل ماهيت انسان ذهنى بر افراد خارجى صادق است و در ذات آنها تحقق دارد ، سپس هرفرد انسانى ، انسان بهعلاوه خصوصيات ويژهاى است ) .