معناى عقل و نفس و مطلق قواى ادراكى آن ؛ يعنى صور علمى و ادراكات حصولى اطلاق شده است كه معناى اخير بهتر است ، زيرا ملاصدرا فرموده است : ذهن استعداد نفس براى تحصيل علوم است « 1 » ) يافت مىشود كه بر آن مفهوم ، آثار وجود خارجى مترتب نمىشود و اين نوع مفهوم ، همان ماهيت است ( كه از لحاظ كلى معقول اول است .
لذا علم حقيقى عبارت از ماهيت است كه هم در خارج با وجود توأم و با آثار خارجى قرين است و هم در ذهن با وجود ذهنى قرين و بدون آثار خارجى است و رابطهء ما با خارج از طريق ماهيت است و اين منافات با اين ندارد كه از راه غيرمقولات عشر ؛ يعنى از راه معقولات ثانيهء فلسفى با خارج رابطه داشته باشيم ) .
و اعتبارى آن است كه خلاف آن ( علم حقيقى ) باشد و آن ( علم حصولى اعتبارى اقسامى دارد كه عبارتاند از : ) يا از مفاهيمى است كه حيثيت مصداقش اين است كه در خارج باشد ، مانند ( مفهوم ) وجود و صفات حقيقى آن ، مثل ( مفهوم ) وحدت و فعليت و غير آنها ( مثل مفهوم وجوب و امكان و ديگر معقولات ثانيهء فلسفى ) ، پس ( مصداق مفهوم وجود ؛ يعنى خود وجود و آثارش ) داخل در ذهن نمىشوند و الا انقلاب از چيزىكه « يترتب عليه الاثر » است بهچيزىكه « لا يترتب عليه الاثر » است ، پيش مىآيد .
يا ( اعتبارى ) از مفاهيمى است كه حيثيت مصداق ( و وسيلهء صدق ) آن اين است كه در ذهن باشد ، مثل مفهوم كلى و جنس و نوع ( كه مصداق كلى و . . . در ذهن است ) كه ( آن مفاهيم ) در خارج يافت نمىشود و الا انقلاب از ذهن و « ما لا يترتب عليه الاثر » به خارج و « ما يترتب عليه الاثر » پيش مىآيد . ( و اين محال است . خلاصه اينكه چون حيثيت مصداق مفاهيم حقيقى ، بر خلاف مفاهيم اعتبارى ، عين وجود و يا عدم و يا ذهن نيست ، هم در خارج يافت مىشود و هم در ذهن مثل انسان ) .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 515 .