تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
شك مىكنند ، لذا مىگويند : ماييم و ادراكات‌مان ، ( يعنى تنها اين‌ها واقعيت دارند ) و به غير آن يقين ندارند . و دستهء ديگر نسبت به آنچه در گفتارشان است كه : « تنها ما و ادراكات‌مان واقعيت دارد » ، زيركى به‌خرج دادند و متوجه شدند كه در آن گفتار ، اعتراف به حقايق زيادى از قبيل مردم و ادراكات‌شان وجود دارد و آن‌ها حقايق خارجى هستند ، لذا كلام‌شان را به « من و ادراكات من ، واقعيت دارد و ماوراى آن مشكوك است » تبديل كردند .

رد نظر دو دستهء مذكور

و يدفعه : أنّ الانسان ربما . . . لم يستقم ذلك بالضرورة . اين سخن ( كه من ، يا ما و ادراكات من ، يا ما واقعيت دارد كه سر از خودپرستى و غرور درمىآورد ) ، دفع و باطل مىشود . ( چون ) چه بسا انسان در ادراكاتش خطا مىكند ، چنان‌كه در مواردى خطاهاى باصره و لامسه و غير آن‌ها مثل غلطها و اشتباهات فكرى وجود دارند و اگر آن‌جا حقايقى خارج از انسان و ادراكاتش نباشند كه مدركاتش بر آن‌ها تطبيق يابند ( اگر صحيح باشند ) يا تطبيق پيدا نكنند ( اگر خطا باشند ) ، ضرورتا آن ( اشتباهات و خطاها ) معنا ندارد . ( پس تا حقايقى در خارج نباشد خطا و صواب معنا ندارد ، لذا صحيح نيست گفته شود : تنها انسان و ادراكاتش صحيح است و ماوراى آن‌ها خطاست ، چرا كه هرادعائى دليل مىطلبد ) .

عده‌اى از علماى تجربى ( نسبىگرايان ) معتقدند : حواس كاشف حقايق نيستند

و ربما قيل : إن قول . . . الإدراكات منتهية إلى الحواسّ . و چه بسا ( براى توجيه سوفسطائيان ) گفته شده است : اين‌ها ، سفسطه در چيزى نيست ( سخن اين گروه ربطى با سفسطه ندارد ) ، بلكه مراد اين است كه احتمال دارد صور ظاهرى حواس ، عينا بر امور خارجى ، كه داراى حقيقت هستند ، منطبق نباشند ؛