مجهول ) نياز است ( كه اگر تصور ، نظرى باشد نياز به تعريف دارد و اگر تصديق نظرى باشد نياز به حجت و دليل وجود دارد ) ،
مانند تصور ماهيت انسان ( كه تعريف مىكنيم به اينكه آن ، حيوان ناطق است ) و اسب ( كه تعريف مىكنيم به اينكه آن ، حيوان صاهل است ) و تصديق به اينكه زواياى مثلث ، مساوى دو قائمه ( 180 درجه ) است . ( براى اثبات ، از رأس يك مثلثى يك خطى موازى با ضلع روبهروى رأس رسم مىكنيم كه به اين صورت درمىآيد :
و چون زواياى 3 و 2 و 1 نيمصفحه هستند ، پس مىتوان نوشت : درجه 0 180 3 + 2 + 1 و بهجاى 1 ، 4 و بهجاى 3 ، 5 را مىتوان در معادله گذاشت ، چه زواياى متبادل داخلى مساوىاند ؛ درنتيجه مىتوان نوشت : دو قائمه درجه 0 180 5 + 4 + 2 ) و اينكه انسان داراى نفس مجرد است . ( انسان ، خودآگاه و درنتيجه غيرمادى است كه هنگام عمل به بدن نياز دارد و هرخودآگاه و درنتيجه غيرمادى كه هنگام عمل به بدن نياز دارد ، داراى نفس مجرد است . پس انسان ، داراى نفس ناطقه است و اين شكل اول و بديهى الانتاج است ) .
نظريات به بديهيات منتهى مىشوند
و العلوم النظريّة تنتهى . . . و قولنا : الشىء لا يسلب عن نفسه .
و علوم نظرى به علوم بديهى منتهى و بهوسيله آنها روشن مىشوند و اگر چنين نباشد ، امر دانش به بىنهايت مىرسد ( و هيچ چيزى روشن نخواهد شد ؛ مثلا قضيهاى بهوسيلهء فلان قضيهاى روشن مىشود كه اگر فلان قضيه بديهى بود كه مطلوب حاصل است و در غير اين صورت بايد به قضيهء بديهى برسد و الا دور يا تسلسل لازم مىآيد ) . بنابر آنچه در منطق بيان شده است ، آن ( بىنهايت جستوجو و