عقلى كلى ( علوم و معارف كلى فلسفى و عقلى ) به اين نحو هستند كه مفيض و فيضدهندهء آنها كه مثلا باعث اخراج انسان از قوه به فعل ( و از جهالت به علم ) است ، عبارت از عقل مفارق و جدا از ماده است كه نزدش تمام صورتهاى عقلى كلى ( اين كليات ، كليات وجودى هستند كه منظور از آن وسعت و سعهء وجودى است ، نه كليات مفهومى كه در اذهان انسان وجود دارند ، زيرا اينها مفاهيمى بيش نيستند .
البته لازم است قبول كرد ، هركلى وجودى و سعهء هستى كه احاطه بر افراد و معلولاتش دارد ، احاطه بر وجود ذهنى هم دارد ، هرچند وجودش ضعيف باشد ، از اين حيث كه « بسيط الحقيقة كل الاشيا و ليس بشى منها » ) وجود دارند و آن ( دليل مطلب ) ، اين است : شناختى كه اين صور بهجهت اينكه علماند ، مجرد از ماده مىباشند . علاوهبر اينكه آنها كلى نيز هستند ، لذا اشتراك ميان كثيرين را هم مىپذيرند .
و هرامرى كه در ماده حلول يابد ، واحد شخصى است كه قبول اشتراك نمىكند ، پس صورت عقلى ، مجرد از ماده است . به اين ترتيب ، فاعل ( و مفيض ) آن ( صور عقلى كلى نيز ) امر مجرد از ماده است ؛ ( چه آن صور مجرد بايد براى موجود مجرد باشد ، تا علم و عالم و معلوم و اتحاد آنها معنا پيدا كند . ) براى اينكه امر مادى ، ضعيف الوجود است ، ( چون ماده ، در هستى ضعيف الوجود است و نمىتواند فاعل علم كلى باشد كه وجودش قوىتر از آن است ) ، پس از آن ( ماده ) ، چيزىكه از لحاظ وجودى قوىتر است ، صادر نمىشود . افزون بر آنكه ، فعل و عمل ماده ، مشروط به وضع خاص است ، ( چه ماده وقتى روى چيزى اثر مناسب مىگذارد كه اندازه ، مقابله ، محاذات داشته و داراى وضعيت خاص و . . . باشد ) و براى موجود مجرد ، وضعى و نسبت ويژهاى ( و اينكه بالا باشد يا پايين ، اين طرف باشد يا آن طرف ، افقى باشد يا عمودى و . . . ) وجود ندارد .
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 590
مساهمون: رحمت الله شريفي نجف آبادى
ص٥٩٠