عدهاى از مسائل مىپرسد كه به آنها علم اجمالى دارى ، پس در همان وقت و لحظه جوابها پيشات حاضر و روشن و مفصل است و بهصورت ملكه درآمده است .
لذا تو در اولين لحظه كه شروع مىكنى جواب بدهى ، همهء آنها را به علم يقينى و بالفعل مىدانى ، ولى بعضى از آنها از برخى ديگر ، تميّز و تشخص و تفصيل ندارند و بدون شك تميز و تفصيل بهوسيلهء جواب دادن حاصل مىشود ؛ گويى نزد تو منبعى وجود دارد كه از آن ، تفاصيل ( مطالب ) جارى مىشود كه اينرا عقل اجمالى گويند . ( اين است كه گفتهاند : وقتى علمى بهحد ملكه رسيد ، شخص درمورد مسائل آن علم ، سريع الجواب است و با كمترين اشتباه و سختى ، آن مسائل را پاسخ مىدهد ) .
فصل پنجم : مراتب عقل
اول : عقل هيولانى
الفصل الخامس : في مراتب العقل . . . بالنسبة إلى جميع الصور .
فصل پنجم : درمورد مراتب عقل است . ( فلاسفه ) يادآورى كردهاند كه عقل چهار مرتبه دارد : ( تفاوت بحث قبلى با اين بحث اين است كه در بحث قبلى ، بيشتر محتواى عقل منظور بود و در اينجا ، خود عقل و قدرت و مرتبهء آن مورد توجه است ) . يكى از آنها اينكه عقل نسبت بهتمام معقولات ، بالقوه است كه آن عقل را عقل هيولانى مىنامند ، چون عقل هيولانى در خالى بودن از معقولات ، شبيه هيولا است ، در اينكه مادة المواد و هيولا در مقايسه با همه صور ، بالقوه و داراى استعداد ( محض ) است .
( همانگونه كه هيولا ، صرف استعداد نسبت به صور جسمانى و نباتى و حيوانى و انسانى است ، عقل هيولانى هم تنها استعداد معقولات و استدلال و . . . را داراست كه معقولات بهمنزلهء صور آن محسوب مىشوند ) .