معقولات بالفعلى هم حاصل نشده است ، چه نفس و عقل كه از عموم معقولات خالى مىباشند ، نمىتوانند كليت خودشان و نيز كليت ديگر را تعقل و درك كنند . علامه طباطبائى در ذيل عنوان فرمود : اقسام تعقل سه قسم است ، بعد در توضيح قسمت اول بهجاى تعقل ، عقل را آورده است « 1 » كه اين باعث خلط و خبط مبحث و اشتباه مىشود . در عين حال ، بهتر است منظور از تعقل ، نفس عقل و معقولات باشد .
دوم : عقل تفصيلى
الثانى : أن يعقل معقولا او . . . لها ؛ و هو « العقل التفصيلىّ » .
دوم : اينكه عقل ، معقول يا معقولات زيادى را بالفعل تعقل مىكند ، درحالىكه بعضى از آن ( معقولات ) از برخى ديگر جدا و بهصورت ترتيبى - نفس ، امروز فلان معقول را فرامىگيرد و فردا فلان معقول ديگر را و . . . كه آنها به اين نحو پشتسرهم در نفس و عقل انسان قرار مىگيرند - هستند كه آنرا عقل تفصيلى گويند . ( مىداند كل از جزء بزرگتر است و اجتماع تناقض محال است و . . . ، ولى هنوز يك دانشمند جامعى نشده است . )
سوم : عقل اجمالى
الثالث : أن يعقل معقولات كثيرة . . . و يسمّى « عقلا إجماليّا » .
سوم : اينكه عقل ، معقولات زيادى را بالفعل تعقل مىكند ، بدون اينكه بعضى از آنها از برخى ديگر متمايز و مشخص باشند كه آن ، عقل بسيط اجمالى است كه در آن ، تمام تفاصيل ( از معقولات ) وجود دارد . ( و عاقل آنها را بالاجمال مىداند ، نه بالتفصيل ، ولى هرسؤالى از او بشود تفصيلا دانسته ، جواب مىدهد ) و براى آن ( عقل بسيط اجمالى ) مثال زدهاند ، به اينكه وقتى سائلى از تو از
هامش
( 1 ) . بداية الحكمه ، مرحله 11 ، فصل 4 ، ص 153 .