تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 580

مساهمون:

ص٥٨٠
پس صور ( علمى ) كه نزد بنّا وجود دارد ، حال و حكم‌اش چه قبل از بنا ، چه با بنا ، چه بعد از بنا يك‌سان و واحد و ثابت است ؛ اگر چه بنا خراب و منهدم شود و آن علم ، علم ما قبل از كثرت ( تعدد ) ناميده مىشود . ( پس مهندس كه نقشهء خانه را در ذهن خود دارد تا خانه را بسازد ، در تمام مراحل خانه‌سازى چه قبل و چه بعد از آن ، آن‌را ثابت در حافظه‌اش دارد ) . و نيز علوم حاصل از طريق علل كلى و دائمى ، از همين قبيل هستند ، مانند علم منجم به اين‌كه قمر و ماه در روز و ساعت كذا و فلان و تا مدت كذا ، خسوف پيدا مىكند ( و اين علم ، كلى و غيرمتغيّر و ثابت و دائمى است ) كه در اين مدت ، وضع سماوى و آسمانى به‌گونه‌اى است كه موجب حايل شدن زمين ميان ماه و خورشيد مىشود ( و ماه بىفروغ مىگردد . ) به اين ترتيب ، علم منجم در ( همه حالات ؛ يعنى ) در قبل و بعد از خسوف و همراه با آن ، يك حالت ثابت دارد . ( هرچند آن‌دو مثالى كه زديم ، جزئى مفهومى باشند كه با كلى به‌معناى ثبات منافات ندارند و ممكن است صورت علمى هم مفهوم كلى باشد و هم ثابت ، مانند همه مفاهيم كلى ، پس هركلى مفهومى ، ثابت است ، ولى هرثابتى ، كلى مفهومى نيست ) .

علم ما بعد الكثره

و المراد بالجزئىّ : ما يتغيّر . . . يسمّى « علم ما بعد الكثرة » . و منظور از جزئى ، علمى است كه به‌سبب تغيّر معلوم بالعرض ، تغيّر يابد . ( پس جزئيت به‌معناى تغيّر و عدم ثبات است كه قاعدتا بايد جزئى مفهومى هم باشد ) ، چنان‌كه علم ما از طريق ديدن حركت زيد حاصل شده باشد ، سپس وقتى او از حركت بازايستاد ، صورت علمى از حركت به سكون ، تغيير پيدا مىكند ( و علم به تغيير حاصل مىشود ) و اين‌را علم ما بعد از كثرت مىنامند . ( چه بعد از تعدد و تكثر در حركت و سكون معلوم بالعرض و شىء خارجى مورد