چرا علم غيرمادى است ؟
2 . دلايل غيرمادى بودن علم عبارتاند از ثبات و كليت - زيرا طبق متن علامه ، صور علميه كلى است و هيچ جسمى كلى نيست ، پس صور علميه جسم نيستند و اين شكل دوم است و مقدماتش بديهى هستند - و بساطت و عدم تقيد به زمان و مكان و . . . .
دليل وجود عالم ماده و مثال و عقل ، جزئيت و كليت است
3 . اينكه فلاسفه گفتهاند : ادراك حسى بهشرط حضور ماده و عوارض شخصى خارجى و علم خيالى تنها بهشرط عوارض شخصى خارجى است و در علم كلى ، نفس ، معلوم را از ماده و عوارض ، تقشير و تجريد مىكند ، مجازى و براى تقريب به ذهن است و الا علم حسى ، غيرمادى است و آندو شرط براى آمادگى نفس براى ادراك حسى است و شرط عوارض ، براى علم خيالى ، هم همين حكم را دارد ؛ يعنى نفس را براى ايجاد علم خيالى آماده مىكند و تجريد معلوم از ماده و عوارض براى اين است كه تا بيشاز يك تخيل انجام نگيرد ، نفس مستعد براى تعقل نمىشود ، نه اينكه مفهوم كلى از افراد انتزاع مىشود ، پس حقيقت امر بهعنوان واقعنمائى علم چيست ؟
جواب اينكه : در علم احساسى يك نحو تعلق به خارج صورت مىپذيرد ، ولى خارج ، زمينه است تا علم از عالم غيرمادى سرازير شود و در علم خيالى ، اتصال عالم خيال انسان با عالم برزخ و مثال منفصل برقرار مىشود و حقايق آن جهان براى نفس حاصل مىشود و براى ايجاد كليت ، عقل بايد با عالم عقل و جبروت اتحاد برقرار بكند . پس در هرسه حال ، واقعيت خارجى مادى و برزخى و عقلى و اتصال ما با آنها مطرح و اثبات مىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 11 ، فصل 7 ، ص 249 - 250 .