پس جزئيت و تشخص ، وصف معلوم خارجى است كه بهطور مجاز به صور علميه نسبت داده مىشود .
علامه طباطبائى ، در پاورقى اسفار مىفرمايند : ادراك حسى ، چه با مقايسه با خارج باشد و چه نباشد ( خود علم احساسى موردنظر باشد ) جزئى است ، زيرا ادراك حسى ، اول ، حضورى است و بعد حصولى ، كه به ايننحو كه خواص شىء خارجى ، در عضو احساسكننده حاصل مىگردد . ( مثلا تصوير در پردهء شبكيه چشم بهوجود مىآيد ) آنگاه نفس ، كه با بدن اتحاد دارد ، در مرتبهء اين عضو ادراككننده با خاصهاى كه از شىء خارجى حاصل گرديده است ، متحد مىشود و بهصورت ادراك حضورى آنرا ادراك مىكند .
آنگاه در حس مشترك ( قوهاى كه جميع صور محسوسهء مرتسمه و منقوشه در حواس خمسهء ظاهره را مىپذيرد . حس مشترك بهمنزلهء حوض است و حواس پنجگانه چون پنج جوى آب كه آب خود را بدان نقل مىكنند ) ، « 1 » علم حصولى مطابق با آن امرى كه نفس ، متحد با آن گرديده و به علم حضورى آنرا ادراك نموده ، حاصل مىشود و همين اتصال نفس با واقعيت خارجى ، سبب مىشود كه علم حصولى مطابق با آن ، جزئى باشد .
و اين نحو ارتباط و اتحاد كه نفس از طريق عضو احساسكننده با واقعيت خارجى پيدا مىكند ، نظير اتحاد و ارتباط نفس با قواى باطنى و ادراك حالات باطنى خود مىباشد ، مانند علم به حبّ و بغض نفسانى ، زيرا اين حالات نفسانى ، قائم بهنفس و متحد با آن مىباشند و نفس به آنها علم حضورى دارد ، پس از همين علم حضورى ، علم مفهومى و حصولى حاصل مىگردد كه جزئى است . « 2 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : على اكبر دهخدا ، لغتنامه ، ذيل كلمه مشترك و شرح المنظومه ، غرر فى الحواس الباطنه ، ص 290 .
( 2 ) . ملاصدرا ، اسفار اربعه ، ج 2 ، ص 11 ، پاورقى .