تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥

عالم ماده و قوه و عالم مثال و عالم عقل

و تبيّن ممّا تقدّم أيضا أنّ . . . و آثارها ، و يسمّى عالم العقل . و از آنچه گذشت و بحث شد ، روشن گرديد كه وجود از جهت تجرد از ماده و عدم تجرد به سه عالم ( عالم اسم آلت و به‌معناى « ما يعلم به ؛ آنچه به‌وسيله آن دانسته مىشود » مىباشد . عالم ، حقيقتى است كه به‌واسطه آن حضرت حق دانسته مىشود ) كلى تقسيم مىشود : يكى از آن‌ها عالم ماده و قوه است . و دوم ، عالم تجرد از ماده ، نه تجرد از آثار آن ، مثل شكل و مقدار و وضع ( اشاره حسى ) و غير آن‌ها ( مثل رنگ كه يك نوع كيف محسوس ) است ، پس در آن ( عالم برزخى و ملكوتى كه مرتبهء آن بالاتر از عالم ناسوت است ) ، صورت‌هاى جسمانى و اعراض و هيئت‌هاى كمالى وجود دارد ؛ بدون اين‌كه ماده كه حامل قوه و استعداد و انفعال و پذيرش باشد ، وجود داشته باشد و آن عالم مثال و برزخ ، واسطه ميان عالم عقل ( جبروت ) و عالم ماده ( ناسوت ) است . و سوم ، عالم مجرد از ماده و آثار آن مىباشد كه آن‌را عالم عقل مىنامند . ( عالم عقل نه ماده دارد و نه آثار آن‌را از قبيل شكل و مقدار و وضع و غيره ) .

تقسيم عالم مثال به اعظم و اصغر

و قد قسّموا عالم المثال إلى : . . . أحيانا بصور جزافيّة تعبث بها . و به‌تحقيق ، عالم مثال را به مثال اعظم كه قائم به‌ذات خويش است ( كه آن همان عالمى است كه مردگان قبل از قيامت در آن زندگى مىكنند ) و مثال اصغر ( ذهن ) كه قائم و متكى به‌نفس ( انسان ) است تقسيم مىكنند ، كه نفس در آن مثال اصغر ( و متصل به انسان ) ، به‌حسب انگيزه‌هاى مختلف حق و باطل ، هرگونه كه بخواهد تصرف مىكند ، پس نفس ، گاهى صور حقيقى و صالح را مىآورد ( و ايجاد مىكند ) و گاهى صورت‌هاى جزافى و غيرواقعى را به‌وجود مىآورد كه به‌وسيلهء آن‌ها با آن‌ها بازى مىكند .
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 575 | رحمت الله شريفي نجف آبادى