تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 573

مساهمون:

ص٥٧٣
زمان خاصى حاصل گرديده است ، بعد از مدت زيادى همان‌گونه است كه بوده است ، بدون اين‌كه تغييرى در آن پيدا شده باشد . ( يعنى اگر تصويرى كه از چيزى در زمان خيلى قبل و پيش داشته باشيم ، مىتوانيم دوباره همان را عينا تجديد كنيم ) و اگر صورت محسوس ، مقيد به زمان بود ، با گذشت زمان ، آن صورت به نقيض‌اش تغيير مىكرد ، ( چه ماده و جسم و ماديات و جسمانيات دائما در حركت جوهرى و عرضى هستند ) .

نفس علم ، زمانى نيست

و ما يتوهم : من مقارنة حصول . . . الاستعداد له ، لا نفس العلم . و آنچه از نزديكى حصول علم به‌زمان ، توهم مىشود تنها از اين بابت است كه آن ، مقارنهء شرايط حصول استعداد و آمادگى براى آن حصول علم است ، نه ( وجود ) خود علم . ( علم ، زمانى نيست ، ولى اگر ديديم در زمانى خاص ، علم حاصل مىشود ، اين نه به اين جهت است كه زمان خاصى ، علت آن باشد ، بلكه در آن زمان خاص ، آمادگى و زمينهء علم به‌وجود مىآيد ) .

سببيت حواس در حصول علم احساسى و خيالى ، اعدادى است

و أمّا توسّط أدوات الحس . . . تفصيل القول فى علم النفس . اما توسط و واسطه شدن ادوات و آلات و قواى حسى در حصول صورت محسوسه و توقف و تكيه صورت خيالى بر آن ( ادوات حسى يا تنها حس ، فقط براى حصول استعداد خاص براى نفس است تا به‌وسيلهء آن حصول استعداد خاص ، نفس براى تمثيل و تصور نمودن صورت‌هاى علمى توانا شود و نه اين‌كه صورت علمى ، مادى و نتيجهء مستقيم ارتباط قواى حسى باشد ) و تفصيل گفتار در آن باب در علم روان‌شناسى ( فلسفى ) است .