از باب تضايف و جمعى اتحاد را از باب ناعت و منعوت تلقى مىكنند ، ولى اختلاف ، در اتحاد عالم و معلوم ، در علم حضورى نيست .
اختلاف ديگرى هم وجود دارد و آن در موارد علم حضورى است كه آيا منحصر در علم ذات بهذات است ، يا اينكه شامل علم علت به معلول و برعكس هم مىشود كه مشائيان طرفدار نظريهء نخست هستند و شيخ اشراق و پيروان حكمت متعاليه طرفدار نظريه دوم .
فصل دوم : تقسيم علم حصولى به كلى و جزئى
تعريف كلى و جزئى
الفصل الثانى : ينقسم العلم الحصولى . . . تصدق على كثيرين .
فصل دوم : علم حصولى به كلى و جزئى تقسيم مىشود . كلى ، مفهومى است كه فرض صدقش بر كثيرين ( و افراد زياد ) امتناع ندارد . ( اگر چه بالفعل يك فرد داشته باشد ، مثل مفهوم خورشيد كه با اينكه يك مصداق دارد ، باز كلى است ) مانند علم به ماهيت انسان و آن مفهوم كلى را عقل و تعقل مىنامند . و جزئى ، مفهومى است كه فرض صدقش بر كثيرين امتناع داشته باشد ، مثل علم به اين انسان با نوعى خاص از اتصال و ارتباط به مادهء حاضر و آن مفهوم جزئى ، علم احساسى ناميده مىشود .
و ( نيز مفهوم جزئى ) مانند علم به فردى از انسان ، كه بدون حضور ماده است و اين ، علم خيالى ناميده مىشود و اين دو قسم ( علم احساسى و خيالى ) ، را ممتنع الصدق بر كثيرين شمرده شدهاند ، كه آن ( امتناع صدق ) ، تنها از جهت اتصال ادوات و آلات ( و قواى ) احساسى به معلوم خارجى ، در علم احساسى و ( بهجهت ) توقف و تكيهء علم خيالى به علم احساسى است و گرنه صورت ذهنى ، هرگونه فرض شود ابا و امتناع از صدق بر كثيرين ندارد .