اثبات شد و حركت قسرى هم همينگونه است ؛ با اين تفاوت كه در حركت قسرى طبيعت ثانوى مطرح است .
درمورد عامل حركت قسرى اختلاف است : بعضى قائل به جذب و برخى قائل به دفع بودند ؛ يعنى عدهاى مدعى بودند با ورود ضربه به سنگ ، موجى در جهت ضربه در هواى مجاور پيدا مىشود و سنگ و هوا مجموعا حالت يك جسم واحد متصل را پيدا مىكند ، پس هوا سنگ را از جلو بهسوى خود مىكشد و فريقى مىگفتند : براثر ضربه ، هوا مىماند و سنگ مىرود و هوا سنگ را از پشت مىراند . اين دو نظر ، مورد تأييد ارسطوست .
متكلمان معتقد به توليد بودند كه وقتى ضربهاى به سنگ وارد مىشود ، يك مقدارى حركت توليد مىكند و آن حركت ، مقدارى ديگر حركت توليد مىكند و همينطور . . . .
بو على سينا براين باور است كه ضربهء وارده ، موجب پيدايش يك ميل در جهت موافق ضربه ، بر خلاف ميل طبيعى ، پيدا مىشود و سنگ را بهبالا مىبرد . « 1 »
در مرحلهء دهم ، فصل هفتم ، بيان شد كه نيوتن گفته است : در تغيير حركت ، بهعلت خارجى نياز است و الا اگر جسم در حركت باشد ، خودبهخود و دائما حركت مىكند و نيازى بهعلت خارجى نيست ، و چنانچه جسم ساكن باشد ، بايد هميشه ساكن باشد ، كه اين نظر با نظر فلاسفهء اسلامى منافات ندارد ، زيرا آنها در حركت طبيعى ، طبيعت را عامل مىدانند ، نه علت خارجى را و در حركت قسرى ، طبيعت ثانويهء مقسور و مقهور را ، علت حركت مىدانند .
بو على سينا فرموده است : « لولا مصادمة الهواء المخروق لوصل الحجر المرمىّ الى سطح الفلك « 2 » ؛ اگر برخوردهاى هوا براثر شكافته شدن آن توسط سنگ پرتاب شده نبود ، آن سنگ به سطح فلك مىرسيد » .
هامش
( 1 ) . مرتضى مطهرى ، مقالات فلسفى ، انتشارات حكمت ، ص 119 - 120 .
( 2 ) . همان ، ص 121 و اسفار ، ج 1 ، ص 254 .