( صورت نوعيه نباتى ) و حركت حيوان ( صورت نوعيه حيوانى ) و حركت انسان ( صورت نوعيه انسانى ) .
4 . انقسام آن به لحاظ انقسام مقوله است ، مانند حركت در كيف و حركت در كم و حركت در وضع .
5 . انقسام آن به انقسام زمان است ، مانند حركت شبانه و حركت تابستانى و حركت زمستانى .
تقسيم حركت به انقسام فاعل
و انقسامها بانقسام الفاعل : . . . كالحجر المرمى إلى فوق .
6 . انقسام آن ( حركت ) به انقسام فاعل است ، مانند حركت طبيعى ( فرود سنگ از بالا به پايين ) و حركت قسرى ( و قهرى ، مانند پرتاب شدن سنگ از پايين به بالا ) و حركت ارادى ( مانند حركت اختيارى انسان .
صاحب قانون ، شيخ الرئيس فرموده است : حركت تنفس انسان ارادى است ، كه ممكن است از مجراى طبيعى خود تغيير يابد و وقتى به او اعتراض شد كه شخص خواب اراده ندارد . در جواب فرمود : نائم ، حركات ارادى انجام مىدهد ، لكن به اينكه آنها ارادى هستند شعور ندارد و با آگاهى و شعور متذكر آنها نمىشود « 1 » ) و به وجهى ، حركت بالعرض و المجاز به آن ( حركت ارادى ) ملحق مىشود . ( ملاصدرا مىفرمايد : هر چيزىكه متصف به حركت شود يا اين است كه در آن ذاتا حركت موجود است يا چنين نيست ، بلكه حركت قرين آن است و درواقع چيز ديگر حركت مىكند ، « 2 » مثل حركت ماشين كه بالذات است و حركت رانندهء آن بالعرض و المجاز ، اگر چه در ديد عميق ، حركت راننده بالتبع است ) .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 211 - 212 .
( 2 ) . همان ، ص 211 .