جهش ، امرى نسبى
جهش كه بيشتر در زيستشناسى مطرح است ، اگر تعريف روشنى داشته باشد و هدايت شده باشد ، ممكن است مورد قبول واقع شود و اما معنا ندارد آنجا كه سبب چيزى را نمىدانيم از حربهء جهش استفاده كنيم ، كه اين همان خروج از قانون عليت است ؛ لذا جهش يك امر نسبى مىشود ، نه نفسى ؛ به اين معنا ، آنجا كه علت چيزى را نمىدانيم يا براى فرار از محكوميت در بحث باشد از جهش بهره بجوييم ، كه اين صحيح نيست .
شهيد مطهرى در اينباره مىفرمايد : جهش به پيدايش ناگهانى ( و دفعى ) يك پديده گفته شده است ، مثل آب وقتى كه درجه حرارتش به صد برسد ناگهان تبديل به بخار مىشود و حركت كمّى آن تبديل به حركت كيفى مىگردد ، لذا خواصى دارد از جمله غيرمترتب بودن آن است كه يك امر صرفا ذهنى است و هيچچيزى در واقعيت خودش چنين نيست ( بنابراين ، مترتب نبودن و بىمقدمه بودن جهش نسبت به ما است كه از علل وقوع جهش اطلاع نداريم و الا درواقع ، ترتب علّى و معلولى دارد و تغيير در اين باب بسيار سريع است ) و ديگر ، تبديل دفعى حركت به حركت ديگر است ، كه اين همان حركت سريع و شتابگونه است و چيز تازهاى نيست و الا طفره است و محال . « 1 »
فصل پانزدهم : تعريف سكون
الفصل الخامس عشر : في السكون . . . الهندسيّة ، و نحو ذلك .
فصل پانزدهم : درمورد سكون است . سكون ( دو معنا دارد : يكى اينكه ) بر خالى بودن جسم از حركت ، چه قبل از ( شروع ) حركت ، چه بعد از ( پايان يافتن ) آن و
هامش
( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 4 ، ص 154 .