است ، محال است ، تخلل عدم و سكون ميان قوه و فعليت شيئى وارد شود « 1 » ؛ لذا سرعت به كمتر تخلل داشتن سكون و كندى به بيشتر تخلل داشتن سكون نيست ) .
چرا تندى و كندى متضادند ؟
و قالوا : إنّ السرعة و البطؤ . . . يكونا متضادّين ، و هو المطلوب .
( و باز فلاسفه ) گفتهاند : سرعت و بطؤ ، دو متقابل از نوع تقابل تضاد است و آن به دليل اين است كه ( طبق تعريف تضاد ) ، سرعت و كندى دو امر وجودى هستند ، پس تقابل آندو از قبيل تقابل تناقض يا تقابل عدم و ملكه نيست و ( نيز ) آن دو ( از نوع تقابل ) متضايفين هم نيستند و الا هروقت يكى از آندو ، ثبوت و تحقق يابد ، ديگرى هم ثبوت پيدا مىكند ، درحالىكه اينچنين نيست ؛ لذا باقى نمىماند جز اينكه آندو متضاد باشند و همين مطلوب است « 2 » ، كه اين نظريه مورد تأييد ملاصدراست ) .
ابطال تضاد بين تندى و كندى
و فيه : أنّ من شرط المتضادين . . . أن يفرض ما هو أبطأ منه .
و در اين نظريه اشكال است ، زيرا از شرايط دو امر متضاد اين است كه ميان آنها غايت خلاف و اختلاف باشد ، درحالىكه آن شرط در ميان سرعت و كندى تحقق ندارد ، زيرا هيچ حركت سريعى نيست ، مگر اينكه ممكن است سريعتر از آنرا فرض كرد و همچنين هيچ بطيئى و كندى نيست ، مگر اينكه ممكن است بطىءتر از آنرا فرض كرد .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 197 ، متن و پاورقى علامه .
( 2 ) . همان ، ص 198 .