4 . زمان از منظر بعضى از فلاسفهء مغرب زمين و متكلمان
در اين صورت ، سخن لايب نيتس و كانت كه زمان و مكان را ذهنى مىدانند ، « 1 » چهقدر سخيف است .
از مباحث به دست مىآيد كه زمان در مجردات حاكم نيست ، لذا ذهن و علم و عقل و . . . محكوم به زمان و مكان نيستند ، پس اينكه در كتابهاى روانشناسى نوشته شده است : امور ذهنى مكانى نيستند ، ولى زمانى هستند « 2 » ، خطاست .
لايب نيتس و كانت ، مثل متكلمان اسلامى ، زمان را غيرواقعى مىدانند . البته ، تفاوتهايى هم وجود دارد ، زيرا مثل كانت ، زمان و مكان را محض يا صرف امر ذهنى مىداند كه تجربه در آن مدخليت ندارد « 3 » و لايب نيتس منشأ زمان اعتبارى و ذهنى را موجود و معدوم شدن اجسام و احوال مىداند « 4 » .
و ملا هادى سبزوارى دربارهء متكلمان مىفرمايد : دستهاى از متكلمان قائلاند كه زمان موهوم است و دستهاى ديگر ، آن را متوهم مىدانند كه وجود خارجى و منشأ انتزاع ندارند ، لذا اگر زمان موهوم است و وجود خارجى ندارد ، ولى منشأ انتزاع دارد كه عبارت است از بقاى واجب الوجود ، قبل از وجود عالم ، كه ملاصدرا تمام آنها را باطل مىداند ، زيرا چگونه خداى ثابت ، منشأ زمان غير قارّ الذات است و گرنه هرجومرج و انسداد باب برهان و رفع امنيت از عقل پيش مىآيد . « 5 »
هامش
( 1 ) . محمد على فروغى ، سير حكمت در اروپا ، ج 2 ، ص 70 - 74 .
( 2 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 1 ، ص 83 ، پاورقى .
( 3 ) . پل فلكيه ، فلسفه عمومى يا ما بعد الطبيعه ، ترجمه دكتر يحيى مهدوى ، ص 219 ، پاورقى و 223 و 224 .
( 4 ) . محمد على فروغى ، سير حكمت در اروپا ، ج 2 ، ص 87 .
( 5 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 142 ، پاورقى سبزوارى .