بعضى گفتهاند : زمان همان واجب الوجود تعالى است كه منظورشان اين است كه زمان بالاتر از فهم مردم است و در حديث وارد شده است كه : لا تسبّوا الدهر فان الدهر هو اللّه تعالى . « 1 »
3 . زمان از معقولات ثانيهء فلسفى است
زمان از معقولات ثانيهء فلسفى است . ( اتصاف جسم متحرك به زمان در خارج و عروض زمان بر جسم در ذهن است ) . از كلام سبزوارى استنباط مىشود كه از وجود زمان به دست نمىآيد كه آن بايد در زمان باشد و اين تعبير مىرساند كه زمان مثل بقيه موجودات نيست كه مستقلا در خارج تحقق دارند ، و در عين حال طبق عقيدهء وى معدوم و امر ذهنى صرف هم نيست و اين همان معقول ثانى فلسفى است . « 2 »
البته ملاصدرا هم زمان را از معقولات ثانيه فلسفى مىداند ، زيرا وى مىفرمايد : « و كذا من نفى وجوده فى الأعيان دون الأذهان ، أراد به انه من العوارض التحليلية التى زيادتها على الماهية فى التصور فقط لا من العوارض الوجودية . . . « 3 » ؛ و همچنين كسىكه وجود زمان را در خارج نفى كرده است ، نه وجود ذهنى آنرا ( عروض زمان بر اجسام در ذهن است ) ، منظورش اين است كه زمان از عوارض تحليلى است كه زيادتى ( و مغايرت ) آنها بر ماهيت تنها در تصورات است ، نه از عوارض وجودى و ماهوى ، مثل سياهى و سفيدى « 4 » كه عارض اجسام مىشوند ، كه زيادتى آنها بر معروضها در وجود خارجى مىباشد . . . » .
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 147 .
( 2 ) . ر . ك : على ربانى ، ايضاح الحكمة ، ج 3 ، ص 193 و شرح المنظومة ، ص 258 .
( 3 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 146 .
( 4 ) . همان ، ص 141 .