2 . تعريف زمان از ديد فلاسفه
ملاصدرا در تعريف زمان فرموده است : « فالزمان عبارة عن مقدار الطبيعة المتجددة بذاتها من جهة تقدّمها و تأخرها الذاتيين « 1 » ؛ زمان بالذات مقدار طبيعت متجدد ، از لحاظ تقدم و تأخر ذاتى آن طبيعت متجدد است » .
مجرد از ماده بودن زمان و جوهريت آن ، منسوب به افلاطون و مورد تأييد امام فخر رازى است ، كه از نسبت دادن آن ( زمان ؛ يعنى موجود مجرد ) به مجردات ، سرمد ، و از نسبت دادن آن به موجوداتى كه پذيراى حركت و تغييرند ، دهر ، و از نسبت دادن آن به متغيرات از آن جهت كه مقارن با آن مىباشند ، زمان ، ناميده مىشود . « 2 »
بعضى گفتهاند : زمان ، عين حركت است ، زيرا طبق شكل دوم قياس مىتوان گفت : زمان متغير است و حركت متغير است ، پس زمان ، حركت است ، درحالىكه اولا : شكل دوم بايد اختلاف در مقدمتين از جهت سلب و ايجاب داشته باشد و ثانيا : حد وسط در صغرى ، بالذات است ؛ يعنى زمان ، بالذات متغير است و در كبرا بالعرض است ؛ يعنى حركت بالعرض متغير است « 3 » . و ثالثا : آنكه دو حركت در يك زمان جمع مىشوند ، ولى دو زمان ، در يك زمان جمع نمىشوند ، لذا زمان غير از حركت است .
روى اين حساب ، تصحيح درمورد يكى بودن زمان و حركت از جانب سبزوارى ناتمام است كه مىفرمايد : وقتى زمان ، عارض بر حركت و غيرمتأخر در وجود از حركت است و هردو به موجود واحد ، موجودند ، پس صحيح اين است كه زمان همان حركت باشد . « 4 » به اين ترتيب ، حق آن است كه گفته شود : زمان ذاتا غير قارّ الاجزاء است ، ولى حركت مجازا غير قار الاجزاء است . « 5 »
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 140 .
( 2 ) . ملاصدرا ، شرح الهداية اثيريه ، ص 105 .
( 3 ) . شرح المنظومه ، ص 258 .
( 4 ) . همان ، حاشيه .
( 5 ) . همان .