گذشت ) و نيز روشن است كه بطؤ ، معلول تركيب حركت است ، كما اينكه كثرت ، معلول تركيب وجود است ، پس هرچه بساطت حركت بيشتر باشد ، سريعتر است و هرچه تركيب آن بيشتر باشد ، كندتر است . همچنانكه هرچه وجود بسيطتر باشد ، شديدتر و قوىتر است .
حركت در حركت در فعل و انفعال محال است
شهيد مطهرى ، حركت در حركت را حركت مركب مىداند ، مثل حركت زمين كه مركب از حركت انتقالى و وضعى است . « 1 »
البته ، علامه طباطبائى آن نوع حركت را هم حركت در حركت مىنامد ، چنانكه بيان شد و هم حركت مركب ؛ چنانكه وى مىفرمايد : « و من الجائز أن يكون سبب البطؤ هو تركّب الحركة » « 2 » ؛ و جايز است كه سبب كندى ، تركّب حركت باشد » .
خلاصه اينكه ، حركتهاى عارض حركتهاى تبعى در چهار مقوله ، از باب حركت در حركت يا حركت مركب است كه عامل كندى مىباشد كه آن حركتها دومى و عارضى و مفارقاند و حركت در حركت ، در فعل و انفعال محال است و در اضافه و جده نيز ، مستقلا حركت در حركت وجود ندارد و فقط در موضوع ايندو ، مستقلا حركت در حركت وجود دارد و غير از آنها ، مثل مقدار و وضع و زمان و مكان و . . . از قبيل حركات اولى و لازم الوجود و بسيط هستند و حركت در جوهر نيز مطلقا محرز است ، چنانكه بيان شد .
ذرهذرهء طبيعت حادث زمانى
متكلمان براى اثبات خدا به آغاز زمانى خلقت متمسك مىشوند ؛ يعنى حركت
هامش
( 1 ) . مطهرى ، حركت و زمان ، ص 380 - 381 .
( 2 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 9 ، فصل 8 ، ص 210 .