تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
از : تالس ، انكسيمانس و آغاثاذيمون ( آن‌ها از ملطيون هستند ) انباذقلس ، فيثاغورث ، سقراط ، افلاطون و ارسطاطاليس ( آن‌ها از يونانيون هستند ) ، بقراط طبيب ، اوميرس شاعر ، ارشميدس مهندس ، ذيمقراطيس طبيعى ، يوذاسف منجم و زينون اكبر . سپس در چند صفحه به دفاع از آن‌ها پرداخته ، مىفرمايد : تمام آن‌ها عالم طبيعت را حادث مىدانستند « 1 » و از موحدان بودند .

در هرلحظه تمام ارض و سما نابود و دوباره ايجاد مىشوند

و ( ملاصدرا ) در جاى ديگر « 2 » مىفرمايد : ما ثابت كرديم كه عالم جسمانى با همه آسمان‌ها و زمين و آنچه در آن‌هاست ، حادث زمانىاند ، يعنى هرلحظه نيست مىشوند و دوباره خداوند خلق‌شان مىكند . پس خدا را سپاس‌گزار كه از اين سراى تيره و تاريك ، روزنه‌اى از عالم ملكوت را به‌روى قلبت گشود ، زيرا از طريق برهان حركت جوهرى دانستى كه طبيعت ، بالذات متبدل است و وجود شخصى آن در دو آن ثابت و باقى نيست ، تا چه رسد به اين‌كه وجود شخصى آن ، قديم باشد . . . . بنابراين ، عالم ماده ، در هرلحظه متجدد است و در هرآن ، شخصى از آن موجود مىگردد ، غير از شخص موجود در آن ديگر . هنر ملاصدرا اين است كه براى اثبات خداوند نه به كنج صبح ازل رفته است و نه به ريسمان شام ابد چنگ زده است :
هرنفس نو مىشود دنيا و ما * بىخبر از نو شدن اندر بقا
از جانب خداوند هميشه ايجاد و تكميل است ، چه او معطى مطلق است و از جانب عالم ماده هردم تبديل ، دگرگونى ، دثور ، ذبول ، زوال ، هلاكت ، تلاشى ، اضمحلال ، نابود شدن و . . . است ؛ به تعبير ملا هادى سبزوارى « 3 » :
هامش
( 1 ) . همان ، ص 206 - 207 . ( 2 ) . مصطفوى ، رسائل ، قم ، ص 48 - 50 ( به نقل از : على ربانى ) . ( 3 ) . ر . ك : شرح المنظومه ، ص 249 ، حاشيه .