از آن جانب بود ايجاد و تكميل * وزين جانب بود هرلحظه تبديل
كل زمان ، نه حادث زمانى است و نه قديم زمانى
كل عالم طبيعت و زمان و مكان ، بهترتيب در مكان و زمان و ظرفى قرار ندارند . درست است كه لحظهلحظهء زمان و ذرهذرهء عالم ، حادث زمانى است ، اما كل عالم طبيعت ، قديم زمانى است و كل زمان ، نه حادث زمانى است و نه قديم زمانى ، هرچند در ديد دقيقتر ، چون زمان ، مقدار حركت است و حركت عين عالم طبيعت ، پس زمان بيرون از اين نظام نيست ، لذا عالم ، من حيث المجموع ، نه حادث زمانى است و نه قديم زمانى ، بلكه حادث ذاتى است . همچنين است كل زمان ، زيرا در حدوث زمانى و قديم زمانى ، مقايسه صورت مىپذيرد ، ولى در امورى كه مقايسه ندارند آندو معنا بىمعناست .
به عبارت بهتر ، همهء آن سه چيز ؛ يعنى طبيعت و حركت و زمان ، جلوههاى يك چيز هستند و درواقع يك حقيقتاند و لا غير ؛ به اين ترتيب ، خلقت عالم نه در زمان است و نه در مكان . بنابراين ، از دل طبيعت مكانى و زمانى ، لامكانى و لازمانى بيرون آمد . پس بطن و متن اين عالم ، ملكوت و عالم دهر است و بهطريق اولى خداوند كه آفرينندهء آن سه امر است ، بيرون از حركت و زمان و مكان و جسم و . . . است .
پس بسيار سخن سخيف است ، سخنهاى آنها كه مىپرسند : خداوند كى آفريده شده است و چه موقع عالم را آفريد و از كجا آمده است و . . . .
فصل دوازدهم : موضوع و فاعل حركت جوهرى
صورة مّا شريك العله براى ماده و ماده موضوع حركت جوهرى است
الفصل الثانى عشر : في موضوع . . . بها هى موضوع الحركة .
فصل دوازدهم : درمورد موضوع و فاعل حركت جوهرى است . ( آنهايى كه