شيخ طوسى هم بهنحوى به اثبات حركت جوهرى پرداخته است « 1 » ؛ زيرا ابتكارات در نحوه بيان و استدلال و نظم مباحث مربوطه ، تنها اختصاص به ملاصدرا دارد .
از ابتكارات ديگر وى ، اصالت وجود و برهان صديقين او در اثبات خدا و وحدت او و تشكيك در هستى است ؛ هرچند شيخ اشراق به تشكيك در ماهيت معتقد بود .
خدا كجاست و چه موقع عالم را خلق كرده است ، بىموردند ؟
همچنانكه مكان و عدد از خلقت عالم طبيعت انتزاع مىشود ، حركت و زمان هم زادهء جسم و صور نوعيه هستند ؛ لذا چنانكه قبلا بيان شد ، معنا ندارد كه سؤال شود :
خدا كجاست ؛ زيرا خالق جسم و جسمانى ، جسم و جسمانى نيست ، تا مكان داشته باشد و همچنين بىمورد است كه سؤال شود : خدا كى و چه موقع عالم را خلق كرد ، چرا كه كى ، خارج از عالم طبيعت نيست ؛ يعنى زمان از مقدار حركت جسم انتزاع مىشود .
چنانكه اگر سؤال شود : چرا عدد سيزده نحوست دارد ؟ و آيا اول عدد خلق شد يا عالم طبيعت ؟ بىمعناست و سخن فيثاغورث كه گفته است : « عدد ، اصل وجود است و همه امور ، نتيجهء تركيب اعداد و نسبتهاى آنهاست و كليت نظام عالم تابع عدد است « 2 » » ، قابل تأمل و بررسى است كه توضيح بيشتر آنها خواهد آمد .
خداوند ماده را خلق كرده است ، نه متحرك نموده است
اگر سؤال كنند طبق قاعده « علة المتغير ، متغير » ، جوهر در حركتش علت مىخواهد ، جواب اين است كه حركت ذاتى آن است و ذاتى ، علت نمىخواهد . به اين ترتيب خداوند ماده را تنها خلق كرده است ، نه اينكه آن را به جعل مركب ، متحرك كرده باشد ؛ چرا كه ماده ، جز حركت و زمان چيزى ديگر نيست .
هامش
( 1 ) . رحمت ا . . . شريعتى ، آرا و عقايد كلامى شيخ طوسى ، قسمت چكيده پاياننامه .
( 2 ) . محمد على فروغى ، سير حكمت در اروپا ، ج 1 ، ص 8 .