تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
منتهى خواهد شد و نيز ، فاعل مباشر براى تحريك ، در حركت نفسانى ، طبيعت است ، چنان‌كه بيانش ( در عنوان بعدى ، مخصوصا در فصل شانزدهم ) خواهد آمد .

فاعل قريب در حركت طبيعى و قسرى و ارادى

فاعل قريب و مباشر در حركت طبيعى و قسرى و ارادى ، همان طبيعت است كه اين همان حركت جوهرى است . حركت جوهرى اثبات‌كنندهء اين است كه در حركت طبيعى ، جوهر ، نه عرض ، عامل حركت است و در حركت قسرى ، عامل بيرونى ؛ يعنى قاسر ، طبيعت را به‌گونه‌اى مىگرداند كه مقتضى ايجاد حركت خاص و جديدى است . مثلا ، وقتى كسى جسمى را به‌سوى آسمان پرتاب مىكند ، ميلى ( طبيعت ثانوى ) در آن جسم به‌وجود مىآيد كه به‌عنوان فاعل قريب حركت جسم به‌سوى آسمان است و در حركت ارادى قوه عامله كه در عضلات پراكنده است به عنوان فاعل قريب حركات ارادى محسوب مىشود و اگر عامل ديگرى هم مؤثر باشد تأثيرش در طول طبيعت است و عامل بعيد در حركات مذكور ، عقل مفارق است .

دليل دوم حركت جوهرى

و يمكن أن يستدلّ على الحركة . . . تغيّر للجوهر و تجدّد له . و ممكن است بر وجود حركت جوهرى ، ( اين‌گونه هم ) ، بنابر آنچه قبلا ( مرحله سه ، فصل سه ) گذشت ، استدلال كرد كه وجود عرض از مراتب وجود جوهر است ، از جهت اين‌كه وجود فى نفسه و مستقل آن عرض ، عين وجودش براى جوهر است . ( وجود العرض فى نفسه عين وجوده لموضوعه ) ، پس تغير آن ( عرض ) و تجددش ، همان تغير و تجدد براى جوهر ( و بلكه عين آن ) است .