تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
باشد ، پس تغير و تجدد ، ذاتى ( منظور از ذاتى در اين‌جا ذاتى باب ايساغوجى و كليات خمس نيست ، بلكه منظور صور نوعى است كه ، متبدل مىشوند . ملاصدرا مىفرمايد : هرجسمى ، امر متجدد الوجود و سيال است ، اگر چه ماهيتش ثابت است « 1 » . ) آن ( طبايع و صور ) است و ذاتى ، معلل و داراى عليت نيست . بنابراين ، جاعل ، متجدد را ( به جعل بسيط ) ، جعل و خلق مىكند ، نه اين‌كه متجدد را ( به جعل مركب ) متجدد قرار مىدهد . ( طبق نظر فلاسفه قبل از ملاصدرا چون جسم عين تجدد نيست ، بلكه قابل تجدد عرضى است ، خداوند اول آن‌را خلق مىكند ، سپس تجدد به آن افاضه مىكند ، ولى وقتى تجدد ذاتى باشد ، ديگر عليت جداگانه معنا ندارد ، بلكه خداوند فقط جسم را كه عين حركت و تجدد است ، خلق مىكند ) .

اشكال دوم : ايراد به جواب مذكور اين‌كه تجدد ، ذاتى عرض است

و اورد عليه : أنا نوجّه استناد . . . لم تجعل المتجدد متجددا . و به آن ( پاسخ ) ، ايراد وارد شده است كه ما استناد اعراض متجدد به طبيعت را ، عينا به اين وجه ( كه ملاصدرا بيان كرده است ) توجيه مىكنيم ، بدون اين‌كه حاجت باشد تا طبيعت ، ( اعراض ) را متجدد كند ؛ ( چه طبق نظر ايراد گيرندگان تجدد اعراض ، ذاتى آن‌هاست ، نه اين‌كه تجدد ، ذاتى صور نوعيه باشد . ) پس تجدد ، ذاتى براى عرض متجدد است و طبيعت ، عرض ( ذاتا ) متجدد را خلق مىكند ، نه اين‌كه آن متجدد را متجدد كند . ( پس حركت جوهرى باطل است ) .

جواب اشكال : حكم عرض همان جوهر است

و أجيب عنه : بأنّ الأعراض مستندة . . . لابدّ ان تتم فى الجوهر . و به آن ( توجيه ) پاسخ داده شده است كه اعراض در وجودشان ، مستند و متكى
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 62 .