تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥

اما چرا حركت در مقولهء جوهر وجود ندارد ؟

و أمّا الجوهر : فوقوع الحركة . . . ثابت باق مادامت الحركة . و اما وقوع حركت در جوهر ، مستلزم تحقق حركت بدون موضوع ثابت است ، در حالىكه قبلا ( در فصل ششم بيان گرديد ) كه تحقق حركت ، مادامىكه حركت وجود دارد ، موقوف بر موضوع ثابت و باقى است . ( البته اين نظر ، نظر فلاسفه قبل از ملاصدراست )

چند نكته درمورد حركت در مقولات

1 . اولين كسى كه حركت در وضع را كشف كرد يا ابو نصر فارابى ، معلم دوم ، است . او در كتاب خود به نام عيون المسائل آن‌را متذكر شده است يا ابو على سينا « 1 » ؛ نه به اين معنا كه ديگران يك سلسله حركت‌هايى را قائل نبودند و بو على و . . . قائل بودند ، بلكه آن‌ها بعضى از حركات را أينى مىدانستند و بو على ( و فارابى ) ثابت كردند كه آن‌ها وضعى مىباشند ، مثل حركت شىء به‌دور خود كه قدما آن را حركت أينى مىدانستند و بو على ( و فارابى ) ثابت كردند كه حركت وضعى است و علامه از همه جلوتر رفته ، مىفرمايد : برگشت همه حركت‌هاى أينى به حركت وضعى است . « 2 » ( البته اين سخن طبق كتاب بدايهء مؤلف است ، نه نهايه ) . بيان علامه چنين است : « فعلى المنكرين أن يرجعوه الى مقولة الوضع فغيرها من الجوهر و سائر الأعراض لا ينطبق عليه البتة . . . « 3 » ؛ پس بر منكران مقوله أين واجب است ، آن را به مقوله وضع ارجاع دهند ، زيرا حدّ جوهر و ساير مقوله‌هاى عرضى بر آن ( مكان ) منطبق نمىگردد ، ولى آن نظريه مورد قبول نيست ، زيرا چه‌بسا جسم تنها از مكانى به
هامش
( 1 ) . فاضل تونى ، حكمت قديم ، ص 77 . ( 2 ) . حركت و زمان ، ص 368 و بداية الحكمه ، مرحله 10 ، اول فصل 11 . ( 3 ) . نهاية الحكمه ، مرحله 6 ، فصل 17 ، بحث اول ، ص 130 .