مكان ديگر انتقال پيدا مىكند ، يا حركت تنها در وضع وجود دارد : فالمكان غير الجميع حتى الوضع » و چون نهاية الحكمه بعد از بدايه تأليف يافته است ، اين نظر مورد قبول معظمله است .
2 . باتوجه به آن مطالب ، سخن فلاسفهء مكانيسم ( يعنى طرفداران سيستمى كه مىگويند : اشيا ماشينوار كار مىكند ) ، كه حركتهاى كمى و كيفى را به حركت مكانى برمىگردانند « 1 » و اينكه مثل دكارت كه گفته است : بعد و حركت را به من بدهيد ، جهان را مىسازم ، غلط است و حتى توجيه جهان براساس ديناميسم « 2 » (
Dynamism
بهمعناى اصالت نيرو و
Dynamics
بهمعناى مبحث حركت اجسام و
Dynamic
بهمعناى قوه محرك ) هم صحيح نيست ؛ چه عالم تنها در ماده منحصر نيست .
3 . ملا هادى سبزوارى مىفرمايد : در حركت كمى از لحاظ تخلخل ( افزايش حجم بدون انضمام چيزى از خارج ) و تكاثف ( فرسايش حجم بدون جدا شدن جزئى از اجزاى جسم ) اختلافى نيست ، شيخ فقط حركت در نمو ( افزايش حجم جسم به خاطر ضميمه شدن اجزاى خارجى به آن ) و ذبول ( فرسايش با جدا شدن برخى از اجزاى جسم و كم شدن حجم آن ) را انكار كرده است ، زيرا موضوع حركت ، ثابت نيست ، درحالىكه بايد اذعان كند كه موضوع هيولا از آغاز تا انجام باقى است . « 3 »
فصل يازدهم : تعقيب فصل سابق
دليل اول حركت جوهرى
الفصل الحادى عشر : في تعقيب . . . لشىء من هذه الحركات .
فصل يازدهم : در تعقيب آنچه - حركت جوهرى - در فصل سابق گذشت ،
هامش
( 1 ) . محمد على فروغى ، سير حكمت در اروپا ، ج 1 ، ص 192 .
( 2 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ج 4 ، ص 132 .
( 3 ) . شرح المنظومه ، طبيعيات ، فريده 2 ، متن و حاشيه ، ص 247 .