اما چرا حركت در مقوله فعل و انفعال وجود ندارد ؟
أمّا الفعل و الانفعال : فانّه قد . . . الوجود ، و ليس لهما ذلك .
و اما ( چرا حركت در مقوله ) فعل و انفعال ( وجود ندارد ) ، زيرا در مفهوم آندو ، تدريج ( منظور و ) اخذ شده است ، پس فرد آنى الوجود ( و فرضى و داراى ثبات در يك لحظه ) براى آندو وجود ندارد ، درحالىكه وقوع حركت در آنها ، مقتضى انقسام به اقسام آنى الوجود است ، ( مثل جسمى كه در مكانى حركت مىكند ، افراد آنى الوجود فرضى دارد ، آن وقت آن جسم در هرآن ، يك ثبات آنى پيدا مىكند .
درحالىكه محال است كه در فعل و انفعال حركت وجود داشته باشد ؛ زيرا فردهاى آنى الوجود فرضى ، بلكه يك فرد آنى الوجود ندارد ، مگر اينكه حركت آن دو ، از باب حركت در حركت باشد .
بهبيان ديگر ؛ مثلا وقتى آتش در مدت يك ساعت ، يك ظرف آبى را گرم مىكند ، در طول آن مدت ، آتش تنها يك فرد از مقوله فعل را به خود گرفته است و معناى وقوع حركت در يك مقوله آن است كه در هرآن ، يك نوع خاص از انواع مقوله بر متحرك عارض مىشود و قبلا بيان شد كه شىء در صورتى متحرك در يك مقوله خواهد بود كه آنبهآن ، نوع جديدى از آن مقوله را واجد گردد و لازمه حركت در فعل و انفعال ، حركت در حركت است ، يعنى حركت در يكآن ، صورت پذيرد و اين محال است . ملاصدرا گويد : و لهذا يمتنع ان تقع الحركة فى شىء منهما . . . لانها لو وقعت فى هيأة غير قارة لما كان خروجا عنها بل امعانا فيها ) « 1 » و حال آنكه براى آندو ( فعل و انفعال ) ، انقسام به اقسام آنى الوجود تحقق ندارد .
اما چرا حركت در مقولهء متى وجود ندارد ؟
و كذا الكلام فى متى ، فانّه : . . . للإنقسام إلى أقسام آنيّة الوجود .
و همچنين ، ( يعنى همان سخن و ) كلام در متى و زمان است ( مقصود اينكه در
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 77 .