به حركت نبودهاند ، بلكه قائل به كمون و خفا و بروز و ظهور بودهاند ؛ يعنى مىگويند :
وقتى ؛ مثلا آب گرم مىشود ، حرارت كه بالفعل و كامن در آب وجود دارد ، بروز پيدا مىكند . عدهاى ديگر براين باور بودهاند كه وقتى آب گرم مىشود اجزاى نارى در آن وارد مىشود و هنگام سردى ، آنها خارج مىشوند ولى حق آن است كه نظر آنها صحيح نيست و حركت در آنها رخ مىدهد ) . « 1 »
حركت در مقوله كمّ
و أمّا الكم : فالحركة فيه . . . زيادة متصلة منتظمة تدريجا .
و اما وقوع حركت در كم ، تغير جسم در كميتش ، بهنحو تغير متصل ، با نسبت منظم و تدريجى است ، مانند نمو و رشدى كه عبارت است از زيادت و افزايش متصل و منظم و تدريجى جسم در حجمش .
شيخ اشراق معتقد است : حركت در كم وجود ندارد
و قد أورد عليه : أن النّموّ . . . بل هو زوال كم و حدوث آخر .
و بر آن ( نموّ ، شيخ اشراق ) ايراد گرفته است كه نموّ ، بهوسيله انضمام اجزا از خارج به اجزاى جسم ، تحقق پيدا مىكند ؛ پس كم كبير ، لاحق و بعدى عبارت از كمّ عارض بر مجموع اجزاى اصلى و ضميمه شده است و كم صغير ، سابق و قبلى عبارت است از كم عارض بر خود اجزاى اصلى و دو كم ( سابق و لاحق ) بهسبب تباين موضوع آندو ، متباين و غيرمتصل هستند .
پس حركتى در كم وجود ندارد ، بلكه ( بهجاى آن حركت كمى مىتوان گفت : ) آن ، زوال كمى و مقدارى است و حدوث كم و مقدار ديگر ( لذا حركت كه عبارت است از خروج تدريجى و متصل از قوه به فعل ، رخ نداده است ، افزون بر آنكه موضوع هم ثابت نيست ) .
هامش
( 1 ) . ر . ك : اشارات و تنبيهات ، نمط دوم ، فصل بيست و چهارم ، ص 282 و . . . .