نظريات مختلف درمورد نسبت حركت به مقولات
ملاصدرا درمورد حركت در مقوله ، چهار وجه ( كه شايد هركدام مورد قبول گروهى بوده است ) ذكر مىكند :
1 . مقوله ، موضوع حقيقى حركت است ؛
2 . اگر چه موضوع حركت جوهر است ، ولى به توسط مقولهء حركت ، به موضوع نسبت داده مىشود ؛ يعنى حركت حقيقتا منسوب به مقوله است و مجازا منسوب به جوهر است ؛
3 . مقوله ، جنس حركت است .
4 . جوهر از نوعى از آن مقوله ، به نوع ديگر يا از صنفى به صنف ديگر متبدل و متغير ، آن هم با تبدل و تغير تدريجى ، مىشود كه ملاصدرا تنها همين قول را پذيرفته است . « 1 »
معناى حركت در مقوله اين است كه متحرك از ابتداى حركت ، يك فرد تدريجى الوجود از مقولهاى را دارد طى مىكند ؛ يعنى يك فرد واحد از مسافت را كه متصل است ، در حال درنورديدن آن است ؛ مثلا از اين طرف ديوار تا آن طرف يك فرد از مكان را دارد ، ولى فرد متدرج الوجود . « 2 »
و اگر حركت در صور جوهرى صورت پذيرد ؛ مثلا حركت از هيولا شروع شود ، سپس به جسم و نبات و حيوان و انسان و انسان مجرد برسد ، اين حركت اشتدادى و طولى است ، كه در هرلحظه نوعى از مقوله ، چه محسوس چه غيرمحسوس تحقق مىيابد .
البته ، حركت از نوعى به نوع ديگر از يك جنس ، حركت جوهرى عرضى است ،
هامش
( 1 ) . اسفار ، ج 3 ، ص 69 .
( 2 ) . حركت و زمان ، ص 354 - 355 .