تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
ولى تقسيم وجود نسبى است ، چنان‌كه قبلا بحث شد ؛ مثلا وقتى مىگوييم : وجود يا ذهنى است يا خارجى ، در مقايسه چنين هستند و الا در غير مقايسه خود وجود ذهنى هم خارجى و يترتب عليه الاثر است ، چون ذهن فى نفسه ، واقعيتى غيرمادى است . يا زمانى كه مىگوييم : وجود يا ما بالقوه است يا ما بالفعل ، وجود ما بالقوه نسبت به وجود ما بالفعل ، وجود ما بالقوه است و الا با ملاحظهء خودش ، يك وجودى ما بالفعل است ؛ يعنى در ما بالقوه بودنش ، ديگر بالقوه نيست . قوه هم در حد قوه و مستعد بودنش ، فى نفسه ، موجود و بالفعل است . تقسيم وجود به واحد و كثير نيز ، همين حكم را دارد كه هركثيرى در مقايسه با واحد ، كثير است و گرنه با ملاحظه به اين‌كه يك وجود است ، واحد است ؛ مثلا عشره در مقابل واحد كثير است ، چون قسيم آن است ، ولى هرعشره‌اى به اعتبار يك عشره بودنش ، نه بيشتر از يك عشره بودنش ، واحد است و همين عشره جمع هم بسته مىشود و گفته مىشود : عشرات و هم‌چنين است كثرت واحد و كثرات . « 1 » عين اين مطلب درمورد ثبات و تجدد هم وجود دارد ، كه جواب اشكال هم در همين خصوص است ؛ يعنى هرمتغيرى از يك لحاظ ، متغير است و از لحاظ ديگر ، ثبات دارد ، چنان‌كه بيان شد . عالم نسبت به ما متغير است ، ولى همين عالم نسبت به ماوراى خودش كه محيط به آن است ، ثابت است ؛ لذا گفته‌اند : « المتفرقات فى سلسلة الزمان ، مجتمعات فى وعاء الدهر » مثلا شيئى در زمان حال وجود دارد و شىء ديگر ، در هزاران سال پيش و . . . كه اين اختلاف‌ها مربوط به عالم ماده و زمان است ، ولى در عالم دهر ، آن‌ها وجود جمعى دارند . و از همين باب است مسئلهء خواب ديدن كه گذشته و حال و احيانا آينده را يك‌جا
هامش
( 1 ) . بداية الحكمه ، مرحله 8 ، فصل 1 ، تنبيه .