تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
1 . حركت ، امرى نسبى ( نه نفسى ) است كه براى آن حركت ، در ذاتش حدوث و قدم نيست ، مگر اين‌كه به تبعيت معروض آن‌دو كه خود حوادث باشد ، پس حركت ، تجدد متجدد و حدوث حادث است ( و حدوث در مقايسه با حوادث معنا مىدهد ) ؛ 2 . حركت كه امر بالقوه‌اى است ، ممكن نيست بالطبع ، مقدم بر وجود حادثى بشود كه موجود بالفعل است و آن ، موجود بالفعل نيست تا علت وجود حادث باشد ؛ 3 . امر تجددى خالص ( در فلك الافلاك ) ، بقايى ندارد تا چه رسد به اين‌كه قديم باشد ، ( چون جزء جزئش در حال فنا و نابودى است ، پس كلش چنين است ؛ ) 4 . ما اقامهء برهان كرديم بر اين‌كه جوهر فلكى ، با صورت طبيعى وضعى و شخصى خود و اجرام كوكبى و غيركوكبى ، باقى و دائمى نيستند . ( خيلى جالب است كه ملاصدرا ، افلاك و اجرام آسمانى را هم محكوم به حكم حركت جوهرى ؛ يعنى فنا و زوال تدريجى و حدوث غيردفعى مىداند ) . سبزوارى دربارهء ارتباط متغير به ثابت مىفرمايد كه حركت توسّطيه در خارج وجود دارد و آن از لحاظ توسط ميان مبدأ و منتها ، ثابت و غيرمتجدد و دائمى است و از اين لحاظ به علت ثابت تكيه دارد و اگر گفته شود : هر قطعه‌اى از حركت فلك ، حكم متغير را دارد ، لذا علت متغير مىخواهد ، جواب مىدهد كه حدوث ، ذاتى است و علة العلل تنها قطعات را مىآفريند ، نه اين‌كه به آن‌ها تغيّر هم بدهد ، زيرا تغير ذاتى آن‌هاست و علت نمىخواهد . در عين‌حال ، حركت توسّطيه كه نسبت به حدود و اجزاى مسافت ملاحظه مىشود ، متصف به تجدد و علت حوادث و حركت‌هاى موجود در طبيعت مىگردد : « فالحركة من حيث الذات اعنى ذلك الامر البسيط المحفوظ فى تلك الحدود ، مستندة الى المبدء الثابت و باعتبار نسبها المتجدة يسند اليها الحوادث المتجدة . . . « 1 » » . ملاصدرا ، در حل معضل مذكور مىفرمايد : « لكنّا نقول إنّ تجدد الشىء و ان لم يكن
هامش
( 1 ) . شرح المنظومه ، ص 192 .
حكمت برين ( ترجمه وشرح تطبيقى بداية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 492 | رحمت الله شريفي نجف آبادى