در صد ثانيه طى مىكند ، دو امتداد دارد : يكى امتداد صد ثانيه است كه ذاتى حركت مىباشد و به لحاظ همين اتصال ذاتى ، حركت را تعريف كردهايم و ديگر امتداد مسافت است كه اين مقدار در تعريف زمان بهكار مىرود . ( به همين دليل ارسطو مىگويد : زمان مقدار حركت بهحسب متقدم و متأخر است « 1 » ) .
بنابراين ، آنچه درمورد تعريف حركت آمده است از باب تميز آن از غير است ، زيرا فلاسفه گفتهاند : « التعريف للماهية و بالماهيه » .
تعاريف مختلف حركت
حركت در عرف ، غالبا بر انتقال از مكانى به مكان ديگر اطلاق مىشود و حركت وضعى هم به آن برمىگردد ، ولى در اصطلاح فلاسفه ، مفهوم حركت اعم از آن است ، لذا شامل حركت كيفى و كمى و غيرهما مىشود ، مخصوصا اگر حركت جوهرى هم در نظر گرفته شود كه در اين صورت شامل جوهر هم مىگردد .
تعريف حركت اصطلاحى به حد منطقى محال است ، خواه حركت امر مقولى باشد ، چنانكه شيخ اشراق بدان معتقد است يا نحوهاى از وجود باشد ، همانطوركه صدر المتألهين و پيروانش بر آن باور دارند و حق هم همين است ، چون مقولات و مفاهيم وجودى كه از معقولات ثانيهء فلسفى هستند ، جنس و فصل ندارند .
بعضى ، مثل علامه طباطبائى حركت را خروج تدريجى يا كمكم يا لا دفعة ، از قوه به فعل دانستهاند .
ارسطو معتقد است : « الحركة كمال اول لما بالقوة من حيث انه بالقوة » .
فريقى - به نقل از مصباح - گويند : حركت موافات ( برآمدن بر چيزى و مشرف شدن بر آن ) حدود بر اتصال است . قومى مذعناند : حركت ، بودن بين مبدأ و منتها يا ميان قوه و فعل است .
هامش
( 1 ) . جمعى از نويسندگان ، معارف اسلامى 1 و 2 ( سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انسانى و دانشگاهها ) ، ص 36 .